مرتضى مطهرى

199

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

هداياى دائمى از خاموشى آن جلوگيرى مىشود . . . با اين حال شيوهء ستايش در دين ايرانى بيشتر آشكار است و درست به همين دليل از سوزاندن و دفن مردگان خوددارى مىشود ، زيرا عقيده بر آن است كه نعش مردگان ، آتش و زمين را كه پاكيزه‌اند ملوّث خواهد ساخت . از اين رو نعش مردگان را به دشتها برده و طى تشريفات خاصى در هواى آزاد قرار مىدهند . » « 1 » معلوم مىشود در آيين مزدايى به پاك و طاهر بودن آب و خاك و آتش توجه شده است و اما به پاك كنندگى و مطهِّربودن اين عناصر توجه نشده است . كريستن سن مىگويد : « آگاتياس صريحاً مىگويد كه به دخمه نهادن مردگان از عادات ايرانيان عهد ساسانى بود . هيون تسانگ ، زوار بودايى چينى فقط اجمالًا تذكر مىدهد كه ايرانيان غالباً اجساد مردگان خود را رها مىكردند ( بيل ، 2 ، ص 278 ) . اينوسترانتزف رساله‌اى در باب رفتار ايرانيان قديم با مردگان خود به روسى نوشته است . » « 2 » ايضاً در داستان مغضوب شدن « ارتشتاران سالار سياوش » در دربار قباد مىنويسد : « از جمله ايرادهاى مهمى كه انجمن بزرگ ( محكمهء عالى به رياست موبدان موبد ) به او گرفت اين بود كه : سياوش نمىخواسته است موافق عادات جاريه زندگى كند و تأسيسات ايرانى را محفوظ نگه دارد ، خدايان جديد مىپرستيده و زن خود را كه تازه بدرود حيات گفته « دفن » كرده است ، بر خلاف آيين زردشتى كه مقرر مىدارد اموات را در دخمه بگذارند تا مرغان شكارى آنها را بخورند . » « 3 » آقاى رشيد ياسمى مترجم كتاب ايران در زمان ساسانيان مىگويد : « . . . هخامنشيان معلوم نيست همهء رفتار خود را تابع احكام زردشت كرده باشند ، بعضى پرستش آناهيتا و دفن اموات را در مقابر نمونهء مخالفت آنان

--> ( 1 ) . مزديسنا و ادب پارسى ، ص 53 و 54 . ( 2 ) . ايران در زمان ساسانيان ، ص 52 . ( 3 ) . همان ، ص 380 .