مرتضى مطهرى
158
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
قرار نمىدادند ، خاصه اگر همكيشان آنها در يكى از ممالك خارجه داراى عظمتى بودند . » « 1 » سعيد نفيسى مىگويد : « مهمترين سبب آشفتگى اوضاع ايران در دورهء ساسانيان اين بوده است كه پيش از پادشاهى اين خاندان ، همهء مردم ايران پيرو دين زردشت نبودند و اردشير بابكان چون موبدزاده بود و به يارى روحانيان دين زردشت به سلطنت رسيد ، به هر وسيله كه بود دين نياكان خود را در ايران انتشار داد و چون پايهء تخت ساسانيان بر پشتيبانى موبدان قرار گرفت ، از آغاز روحانيان نيروى بسيارى در ايران يافتند و مقتدرترين طبقهء ايران را تشكيل دادند و حتى بر پادشاهان برترى يافتند ، چنان كه پس از مرگ هر پادشاهى تا از ميان كسانى كه حق سلطنت داشتند كسى را برنمى گزيدند و به دست خود تاج بر سرش نمىگذاشتند به پادشاهى نمىرسيد . به همين جهت است كه از ميان پادشاهان اين سلسله تنها اردشير بابكان پسرش شاپور را به وليعهدى برگزيده است و ديگران هيچيك جانشين خود را اختيار نكرده و وليعهد نداشتهاند ، زيرا اگر پس از مرگشان « موبدان موبد » به پادشاهى وى تن در نمىداد به سلطنت نمىرسيد . در تمام اين دوره پادشاهان همه دست نشاندهء « موبدان موبد » بودند و هر يك از ايشان كه فرمانبردار نبود دچار مخالفت موبدان مىشد و او را بدنام مىكردند ، چنان كه يزدگرد دوم كه با ترسايان بدرفتارى نكرد و به دستور موبدان به كشتار ايشان تن در نداد ، او را « بزهكار » و « بزهگر » ناميدند و همين كلمه است كه تازيان « اثيم » ترجمه كردند و وى پس از هشت سال پادشاهى ناچار شد مانند پدران خود با ترسايان ايران بدرفتارى كند . » « 2 » ايضاً مىگويد : « در ارمنستان كه از زمان تشكيل دولت « ماد » چه در دورهء هخامنشى و چه در دورهء اشكانى و ساسانى هميشه از ايالات مسلّم ايران بوده و مدتهاى
--> ( 1 ) . ايران در زمان ساسانيان ، ترجمهء رشيد ياسمى ، ص 290 . ( 2 ) . تاريخ اجتماعى ايران ، ج 2 / ص 19 .