مرتضى مطهرى
156
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
برچيد و مسيحيت و يهوديت و زردشتىگرى را در اقليت ناچيزى قرار داد . ساسانيان سياست كشوردارى خود را براساس مذهب نهادند . اردشير بابكان سرسلسلهء ساسانيان ، خود از يك خاندان روحانى بود كه به سلطنت رسيد . اردشير از يك طرف به خاطر علائق مذهبى و از طرف ديگر به خاطر سياست كشوردارى كه نيازمند به يك مبناى اعتقادى بود ، به احيا و اشاعه و تحكيم مذهب زردشتى پرداخت . وى دستور داد كتاب مقدس زردشتيان اوستا را تدوين كنند و مرتب سازند ، تشكيلات منظم روحانى به وجود آورد و در نتيجه روحانيان زردشتى صاحب قدرت فوق العاده شدند . آقاى دكتر محمد معين در كتاب مزديسنا و ادب پارسى مىگويد : « پس از انقراض سلسلهء اشكانى نوبت پادشاهى به اردشير بابكان ( 226 - 241 ميلادى ) سردودمان ساسانى رسيد . ظهور وى ديباچهء كتاب سعادت ايران به شمار مىرود . ملت ايران از پرتو كوششهاى او رونقى مخصوص يافت ! اين پادشاه اساس سلطنت خويش و اخلاف را بر آيين « مزديسنا » بنياد نهاد . وى علاقه به دين را به ارث برده بود . ساسان ، پدربزرگش در استخر متولى معبد ناهيد ( آناهيت ) بود . از اين رو اردشير با همتى مخصوص در احياى آيين باستانى كوشيد . در روى سكهها آتشكده به عنوان علامت ملى معرفى گرديد . او خود را در كتيبهها « مزديسنا » يعنى ستايندهء مزدا خوانده . آنچه مورخان درخصوص ديندارى و ارتباط پادشاهى با روحانيت به دو نسبت دادهاند ، فردوسى در شاهنامه ضمن اندرزهاى وى به پسرش شاپور تلخيص كرده ، گويد : چنان دين و دولت به يكديگرند * تو گويى كه در زير يك چادرند نه بىتخت شاهى بود دين به پاى * نه بىدين بود شهريارى به جاى به قول دينكرت ، اردشير هيربدان هيربد « تنسر » را به دربار خويش خواند و وى را فرمود تا اوستا را مرتب سازد . » آقاى دكتر معين سپس چنين مىگويد : « بهطور كلى عهد ساسانيان بزرگترين دورهء رونق آيين مزديسنا بود . روحانيت زردشتى در اين عصر به كمال اقتدار رسيد ، چنان كه گاهى موبدان و اشراف ضد شاه متحد مىشدند . نفوذ موبدان در جامعه به حدى