مرتضى مطهرى
146
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
سخن پرداز نامى همچون رودكى ، فردوسى ، خيام ، مسعود سعد سلمان ، مولوى ، سعدى ، حافظ و صدها شاعر و نويسندهء نغزگفتار وطن ما سرچشمهء فياضى براى ادبيات جهان به وجود آوردند . » بنا بر نوشتهء اين كتاب ، در ايران قبل از اسلام علوم و هنر و ادبيات رونق فراوانى داشته است و تسلط اعراب مسلمان در حيات معنوى ايران تأثير منفى داشته است و اعراب زبان و خط خود را آنچنان بر ايران تحميل كردند كه حتى امثال بوعلى سينا و غزالى پس از چهارصد سال و پانصد سال بعد از اين حمله و دويست سال و سيصد سال پس از استقلال ايران باز هم مجبور بودند به زبان عربى آثار خود را تأليف كنند ، و فقط از زمانى به نظم و نثر پارسى پرداختند كه از اسارت عرب نجات يافتند و زبان فارسى عكس العملى بود در مقابل هجوم اسلام و مسلمانى . ما قبلًا دربارهء افسانهء تحميل زبان عربى به ايران و اين تبليغ مغرضانه كه احياى زبان فارسى يك عكس العمل ايرانى بود در مقابل اسلام ، بحث كردهايم و دربارهء افسانهء محو آثار علمى ايران به وسيلهء اعراب مسلمان و بالخصوص دربارهء ماهيت و هويت دانشكدهء جندى شاپور بعداً در همين كتاب و يا در يك رسالهء جداگانه بحث خواهيم كرد . برخى پا را از اين فراتر نهاده و ورود اسلام را به ايران مساوى با يك فلاكت و بدبختى دائم دانسته و تمام خصايص سوء اخلاقى امروز ايرانيان را مولود هجوم اعراب به ايران و نفوذ اسلام در ميان ايرانيان معرفى مىكنند . براى نمونه ، قسمتى از يك مقاله در مجلهء « فردوسى » شمارهء 787 مورخهء 3 آبان 45 را ذكر مىكنيم . نويسنده در اين مقاله خواسته است به كتاب غربزدگى جلال آل احمد پاسخ بگويد . آل احمد مدعى است فساد اين نسل مولود خودباختگى اين نسل در برابر غرب و ماشينيسم است . آل احمد غربزده را اينطور توصيف مىكند : « آدم غربزده هرهرى مذهب است ، به هيچ چيز اعتقاد ندارد اما به هيچ چيز هم بىاعتقاد نيست ، يك آدم اسقاطى است ، نان به نرخ روزخور و همه چيز برايش على السويه است . خودش باشد و خرش از پل بگذرد ، ديگر بود و نبود پل هيچ است . نه ايمانى دارد ، نه مسلكى ، نه مرامى ، نه اعتقادى به خدا يا به بشريت . نه در بند تحول اجتماعى است و نه حتى در بند لامذهبى و بىدينى . البته گاهى به مسجد مىرود ، همانطور كه به حزب