مرتضى مطهرى

147

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مىرود يا به سينما اما همه جا فقط تماشاچى است ، درست مثل اينكه به تماشاى بازى فوتبال رفته است . هميشه كنار گود است . هيچ وقت او را وسط گود نمىبينى . هيچ وقت از خودش مايه نمىگذارد ، حتى به اندازهء نم اشكى در مرگ دوستى يا توجهى در زيارتگاهى يا تفكرى در ساعت تنهايى ، و اصلًا به تنهايى عادت ندارد ، از تنها ماندن مىگريزد چون از خودش وحشت دارد . هميشه در همه جاست . هيچ وقت از او فريادى يا اعتراضى يا امّايى يا چون و چرايى نمىشنوى . آدم غربزده راحت طلب است ، دم را غنيمت مىداند - و نه البته به تعبير فلسفه - آدم غربزده شخصيت ندارد ، چيزى است بىاصالت . . . » مجلهء « فردوسى » به آل احمد جواب مىدهد كه : « اين آدم كه تو وصف كردى فقط مال دويست سال اخير است ؟ . . . نه ، چنين آدم سر به هوا و بىاعتقاد هرهرى مذهب متملق دروغگوى بىمايهء بى وطن هيچ جايى كه تو وصف كردى ، قريب هزار و سيصد سال است كه در اين آب و خاك پديد آمده است . از همان روز شوم و سياه كه نگهبانان كاخ مدائن به ديدن تازيان به كنار دروازه‌هاى شهر فرياد برآوردند : « ديوان آمدند ، ديوان آمدند » ، نطفهء اين موجود حرامزاده بسته شده و هنگامى كه فيروزان ، سردار نگون بخت ايرانى در جنگ نهاوند فريب خدعهء ناجوانمردانهء اعراب را در گريز و حمله خورد و باخت ، اين موجود به دنيا آمد . و حالا هزار و سيصد سال است كه ما آنچنان آدمهايى داريم كه همه‌شان تقيه مىكنند ، به ديگران اطمينان ندارند و چون سوء ظنى هستند ، هيچ گاه دلشان را باز نمىكنند و هيچ وقت از آنها فريادى يا اعتراضى يا امّايى و يا چون و چرايى نمىشنوى . » همين مجله در دنبالهء اين مقاله در شمارهء بعد مىنويسد : « در هزار و اندى سال پس از حملهء اعراب به اين سرزمين معيارهاى اخلاقى ، روحى و ملى ما دگرگون شده است ؛ كيفيت جنگاورى ، حريف بودن و هجوم آورى ما به زبونى ، نان به نرخ روز خورى و ناجنسى و تذبذب بدل شد و از اين تغيير چه جرثومه‌هاى ديگر كه به جانمان حمله مىآورد . » و ايضاً همين مجله در شمارهء 23 ارديبهشت ماه 47 ، تحت عنوان « سمبوليسم