مرتضى مطهرى

104

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

زرتشتى نشين رانده شده بودند . چنين مىنمايد كه روى هم رفته آل بويهء شيعى مذهب در برابر پيروان مذهبهاى ديگر مسامحه و بردبارى پيشه كرده بودند ، زيرا خلفاى سنى و بسيارى از گماشتگان رسمى سنى مذهب را بر سر كارها بر جاى مىگذاشتند . چنان كه گفتيم عامل زرتشتى كازرون نيز از جملهء اين گونه كسان بود . اما آل بويه بيشتر دلبستگى به سنتهاى عربى خاندان على عليه السلام و فرهنگ اسلامى داشتند تا به سربلندىهاى گذشتهء ايران ؛ مثلًا عضدالدوله يكى از پادشاهان آل بويه در سال 955 ميلادى ( 344 هجرى ) دستور داد تا كتيبه‌اى در تخت جمشيد به عربى بكنند . » چه عاملى سبب شد كه قرنها بعد از زوال سيادت سياسى عرب ، مردم ايران گرايش بيشترى نسبت به اسلام نشان بدهند ؟ آيا جز جاذبهء اسلام و سازگارى آن با روح ايرانى چيز ديگرى در كار بوده است ؟ . خود حكومتهاى مستقل ايرانى كه از لحاظ سياسى دشمن حكومتهاى عربى بودند ، بيش از حكومتهاى عربى پاسدار اسلام و مؤيّد و مروّج علماى اسلام و مشوّق خدمتگزاران اسلام بودند ؛ دانشمندان را در تأليف و تصنيف كتابهاى اسلامى و در تعليم علوم اسلامى كمك مىكردند . شور و هيجانى كه ايرانيان نسبت به اسلام و علوم اسلامى در طول چهارده قرن اسلام حتى در دو قرن اول - كه سرجان ملكم انگليسى نام آنها را « دو قرن سكوت » گذاشته است - نشان دادند ، هم از نظر اسلام بىسابقه بود و هم از نظر ايران ؛ يعنى نه ملت ديگرى غير از ايرانى آن قدر شور و هيجان و عشق و خدمت نسبت به اسلام نشان داده است و نه ايرانيان در دورهء ديگرى براى هدف ديگرى ( چه ملى و چه مذهبى ) اين قدر شور و هيجان نشان داده‌اند . ايرانيان پس از استقلال بدون هيچ مزاحمتى مىتوانستند آيين و رسوم كهن خود را احيا كنند ولى نكردند ، بلكه بيشتر به آن پشت كردند و به اسلام رو آوردند ، چرا ؟ چون آنها اسلام را با عقل و انديشه و خواسته‌هاى فطرى خود سازگار مىديدند ، هيچ گاه خيال تجديد آيين و رسومى را كه سالها موجب عذاب روحى آنان بود در سر نمىپروراندند و اين سنتى است كه طبق شهادت تاريخ در طول اين چهارده قرنى كه اسلام به ايران آمده است همچنان باقى و پابرجاست . و اگر ملاحظه مىكنيد كه افراد معدود معلوم الهويه‌اى در اين روزگار و احياناً زمانهاى گذشته