مرتضى مطهرى

100

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

فرهنگ ايران به صبغهء اسلامى جلوه‌گرى آغاز نهاد و پايهء تعليمات بر اساس ادبيات عربى و مبانى دين اسلام قرار گرفت ، بالطبع توجه شعرا و نويسندگان به نقل الفاظ و مضامين عربى فزونى گرفت و كلمات و امثال و حكم پيشينيان ( قبل از اسلام ) در نظم و نثر كمتر مىآمد . چنان كه به حسب مقايسه ، در سخن دقيقى و فردوسى و ديگر شعراى عهد سامانى و اوايل عهد غزنوى نام زرتشت و اوستا و بوذرجمهر و حكم وى بيشتر ديده مىشود تا در اشعار عنصرى و فرخى و منوچهرى كه در اواخر قرن چهارم و اوايل قرن پنجم مىزيسته‌اند . » نيز تاريخ نشان مىدهد كه هرچه استقلال سياسى ايرانيان بيشتر شده ، اقبال آنها به معنويات و واقعيات اسلام فزونى يافته است . طاهريان و آل بويه و ديگران كه نسبتاً استقلال سياسى كاملى داشتند ، هرگز به فكر اين نيفتادند كه اوستا را دوباره زنده كنند و دستورات آن را سرمشق زندگى خود قرار دهند ، بلكه برعكس با تلاشهاى پيگير براى نشر حقايق اسلامى كوشش مىكردند . ايرانيان پس از صد سال كه از فتح ايران به دست مسلمانان گذشت ، نيروى نظامى عظيمى به وجود آوردند . دستگاه خلافت اموى در اثر اجحافات و انحرافات از تعليمات اسلامى مورد بىعلاقگى عموم مسلمانان - بجز اعرابى كه روى تعصب عربى گام برمىداشتند - واقع شد . ايرانيان با قدرت و نيروى خود توانستند خلافت را از خاندان اموى به خاندان عباسى منتقل كنند . قطعاً در آن زمان اگر مىخواستند حكومت مستقل سياسى تشكيل دهند و يا آيين كهن خويش را تجديد كنند ، براى آنان كاملًا مقدور بود ولى در آن وقت نه به فكر تأسيس حكومت مستقل در برابر دستگاه خلافت افتادند و نه به فكر تجديد آيين كهن و دورافكندن آيين جديد . تا آن وقت تصور مىكردند با تغيير خلافت از دودمانى به دودمان ديگر مىتوانند به آرزوى خود كه زندگى در ظل يك حكومت دينى اسلامى در پرتو قرآن كريم بود نايل گردند . تا آنكه دورهء بنى العباس پيش آمد و از دودمان عباسى نيز ناراضى شدند . در دورهء بنى عباس جنگ ميان طاهربن الحسين و سپاه ايرانى به طرفدارى از مأمون از يك طرف ، و على بن عيسى و سپاهيان عرب به طرفدارى امين از طرف ديگر واقع