مرتضى مطهرى
100
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
شرح خود بر آخر كتاب كون و فساد ارسطو كاملا در اين مسأله با ارسطو موافق است . يا سخن محمد بنزكرياى رازى به خود بند فضول را گرفتهاى كه به جاى آنكه به كار شكافتن زخمها و تأمل در ادرار و مدفوع بيماران بپردازد به مسائل الهيات پرداخته است و بدين وسيله خود را رسوا و جهل خويش را آشكار كرده است . بايد بدانى اينكه ارسطو مىگويد جهان آغاز زمانى دارد به اين معنى نيست كه جهان صانع و فاعل ندارد و وجودش از يك صانع متعال فائض نشده است ؛ برعكس ، به دليل اينكه خدا هميشه بوده است عالم هم هميشه بوده و هست ، زيرا اگر غير اين باشد تعطيل در فيض لازم مىآيد و تعطيل در فيض محال است . اما اينكه گفتى : « آن كس كه تعصب نداشته باشد و بر نادرست اصرار نورزد الى آخر » اين همه غلظت و خشونت در سخن زشت است ، زيرا يا بر آنچه او گفته واقف شدهاى يا واقف نشدهاى ، اگر واقف نشدهاى نسبت سفاهت دادنت و توهين كردنت كارى خصومت آميز است ، و اگر واقف شدهاى همان وقوف و معرفتت مانع اين جفاكارى بود ، بنابراين دستيازيت به كارى كه عقل تو را منع مىكند زشت است و سزاوار تو نيست . بررسى اين اعتراض ابوريحان بر ارسطو ، اساسىترين اعتراضات فلسفى اوست . ابوريحان مىخواهد يك اصل بسيار مهم را كه قدما حتى غير ارسطوئين بدان معتقد بودند منكر شود . قدما عموما معتقد بودند كه جرم فلك ، عنصرى جدا و مغاير با عناصر تحت الفلك است ؛ معتقد بودند كه جرم فلك « تك عنصرى » و پيوسته و كروىّ الشكل است و به همين دليل فنا ناپذير است . از نظر قدما عالم مادون فلك عالم كون و فساد است يعنى عالمى است كه موجودات آن مرتب تغيير شكل و صورت مىدهند و صورت جديد و شكل جديد مىيابند اما افلاك هميشه همين طور بودهاند كه هستند و به همين طور باقى خواهند ماند . اينجاست كه ابوريحان به مقام اعتراض برمىآيد و مىگويد چه دليلى بر اين مطلب هست ؟ از كجا كه افلاك و آسمانها نيز از عناصرى نظير عناصر زمينى ساخته نشده باشند و آنها نيز كون و فساد نپذيرند ؟ اگر نقلهاى تاريخى اقوام و ملل گذشته را