مرتضى مطهرى
82
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
- پس شيخ مىگويد آنها كه وجود زمان را نفى كردند نفهميدند كه نحوهء وجود زمان چه نحو وجودى است . آنچه كه آنها نفى كردند واقعاً هم وجود ندارد ولى وجود زمان آن نحوهء از وجود نيست . بعد گفته است كه زمان مقدار حركت است و زمان « اضعف وجوداً » از حركت است . مرحوم آخوند مىگويد اين كلام در اينكه زمان در خارج وجود دارد و زمان مقدار حركت است كمال صراحت را دارد . از طرف ديگر آن حركتى كه مقدار دارد حركت قطعيه است ، حركت توسطيه كه يك امر بسيط است و مقدار ندارد . پس اين كلام شيخ نوعى تصريح به اين است كه حركت قطعيه در خارج وجود دارد . پس يا بايد بگوييم شيخ در دو جا در يك كتاب ، متناقض حرف زده است ؛ در يك فصل يك جور گفته و در فصل ديگر جور ديگرى گفته است . مرحوم آخوند مىگويد : « و الشيخ قدّس سرّه اجلّ شأناً و ارفع محلًا من أن يناقض نفسه فى كتاب واحد . » نمىتوانيم باور كنيم كه بوعلى در يك كتاب اينطور متناقض حرف زده باشد . پس بايد آن سخنى را كه در باب حركت توسطى و حركت قطعى گفته است على رغم ظاهرى كه دارد توجيه و تأويل كنيم به همان تأويلى كه گفتيم كه مقصودش از نفى وجود حركت به معنى قطع اين است كه وجود قائم ندارد ، يعنى وجود قارّالذات ندارد ، نه اينكه حركت قطعى وجود غير قارّ الذات هم ندارد . مطلب پنجم اين است كه ممكن است كسى بگويد آنچه وجود ندارد حركت توسطى است ، كه - لااقل در ابتدا - اين مطلب پنجم جنبهء ردى پيدا مىكند . كلام شيخ صراحت داشت كه حركت به معنى توسط وجود دارد و ما سخن او را كه حركت به معنى قطع وجود ندارد توجيه و تأويل مىكرديم . حال مىخواهيم بگوييم اصلًا قضيه برعكس است ، حركت به معنى توسط است كه نمىتواند وجود داشته باشد . اينجا مرحوم آخوند يك ايراد بسيار اساسى در مورد وجود حركت توسطى در خارج مىگيردگو اينكه بعد خودش مىخواهد اين را جواب بدهد ولى به نظر ما ايراد وارد است و توجيه ايشان توجيه صحيحى نيست . اشكالى وجيه در مورد حركت توسطيه توضيح مطلب اين است كه حركت به معنى توسط كه اين آقايان به آن قائلند ، امرى است دفعىّ الحدوث و مستمرّ البقاء كه اگر خوب دقت كنيم يك « كلى بماهو كلى »