مرتضى مطهرى

59

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

داخل در هيچ مقوله‌اى نيست ، بلكه نحوه‌اى از انحاء وجود است . حركت از سنخ وجودات است نه از سنخ ماهيات ، چون به عقيدهء مرحوم آخوند كه قائل به اصالة الوجود است نه تنها ذات واجب الوجود داخل در مقولات نيست بلكه وجودات به‌طور كلى از مقولات خارج هستند و بعداً خواهيم رسيد كه حركت نحوهء وجود است . شيخ اشراق حركت را يك مقولهء مستقل دانسته است و از كلمات امثال بوعلى درست مطلب روشن نيست . بعيد نيست كه بوعلى حركت را از همان مقولهء « ان يفعل » و يا « أن ينفعل » يعنى تحريك را از مقولهء فعل و تحرك را از مقولهء انفعال مىدانسته است . بنابراين وقتى حركت را تعريف مىكنيم ، بر مبناى مرحوم آخوند يك امر ذات الماهيه را تعريف نمىكنيم كه جنسى و فصلى داشته باشد . پس تعريفش « رسم » خواهد بود نه « حدّ » ، زيرا شيئى حد دارد كه جنس و فصل داشته باشد و شيئى جنس و فصل دارد كه خودش از ماهيات باشد . چيزى كه از ماهيات نيست ، جنس و فصل ندارد . بنابراين اگر تعاريف حركت ، گوناگون هم باشد مانعى ندارد ، چون يك شىء بيش از يك « تعريف حدى » نمىتواند داشته باشد ، اما مىتواند چندين تعريف غير حدى داشته باشد . اگر بخواهيم انسان را تعريف حدى كنيم يك تعريف حدى بيشتر ندارد ، ولى اگر آن را به لوازم و آثارش تعريف كنيم به چندين طريق مىتوان آن را تعريف كرد كه همه هم درست باشد ؛ منتها بايد ببينيم در ميان تعريفات رسمى كدام يك جوانب را بهتر بيان كرده است « 1 » . نكتهء ديگرى كه در باب تعريفات حركت بايد ذكر كنيم اين است كه در فصل بعد ما بحث مىكنيم كه آيا حركت به معنى توسط وجود دارد يا حركت به معنى قطع وجود دارد يا هر دو وجود دارد ، همچنان كه از كلمات مرحوم آخوند استفاده مىشود . اگر گفتيم حركت به معنى قطع وجود دارد نه حركت به معنى توسط ، حركت را بايد به يك نحو تعريف كنيم و اگر بگوييم حركت به معنى توسط وجود دارد نه حركت به معنى قطع ، بايد حركت را به نحو ديگرى تعريف كنيم . لهذا بهتر اين بود كه .

--> ( 1 ) . سؤال : اگر حركت را از سنخ وجود بدانيم پس دو مقولهء « ان يفعل » و « ان ينفعل » را نيز بايد از مقولات خارج كنيم . استاد : نه ، ميان آن دو مقوله با حركت فرق گذاشته‌اند كه بعد به آن مىرسيم .