مرتضى مطهرى
58
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
هم از شيخ است - اين است كه بگوييم « الحركة موافاة حدودٍ بالقوة على الاتصال » حركت عبارت است از موافات حدها . موافات باب مفاعلهء از « وفى » است . « وفى » گاهى به معناى وفاى به عهد و گاهى به معناى استيفا و توفّى يعنى استيعاب تمام يك شىء است . در كتب لغت مثل قاموس « وافى » را به معناى « اتى » هم آوردهاند . اگر مفهوم « آمدن » را با مفهوم « استيفا » تركيب كنيد از آن موافات درمىآيد . « موافاة حدود بالقوة على الاتصال » معنايش اين مىشود كه حركت عبارت است از اينكه جسم تمام حدود مسافت را متصلًا استيفا كند ؛ هيچ حدى نماند مگر اينكه اين جسم يك آنْ در آن حد بوده است ، ولى به شرط اينكه استيفاى اين حدود ، متصل باشد يعنى وحدت اتصالى داشته باشد نه اينكه موافاتها از يكديگر منفصل باشند . اين موافات تدريجى بايد ممتد ، متصل و واحد باشد . راجع به كلمهء موافات و حدود اگر بيش از اين بخواهيم توضيح بدهيم ، بايد حركت توسطى را كه در فصل بعد ذكر مىشود ذكر كنيم . اين تعريف با حركت توسطى بيشتر جور درمىآيد چنان كه مرحوم آخوند هم به اين مطلب اشاره مىكند . چند نكته دربارهء تعريف حركت اينها مجموع تعريفاتى است كه براى حركت شده است . ما چند نكته در اينجا عرض مىكنيم و شايد در جلسهء بعد بيشتر اين مطالب را توضيح دهيم . ديديم حركت امرى است بيّن الوجود ولى در عين حال متشابه الماهيه و متشابه المعنى . امرى كه وجودش اينقدر واضح است تعريف كردن و شكافتن معنا و ماهيتش اينقدر مشكل است . اولين نكته اين است كه آيا اساساً حركت امرى جدا از همهء مقولات است ؟ اين خودش مسألهاى است . گفتيم فلاسفه ، اشياء عالم را در يك تقسيم بندى داخل در ده مقوله مىكنند . جز ذات واجب الوجود كه فوق مقولات است و جز امور اعتبارى و قراردادى كه چون وجود ندارند داراى ماهيت نبوده و دونِ مقولات هستند ، موجوداتِ داراى ماهيت از ده مقوله خارج نيستند : جوهر و نُه مقولهء معروف عرض . آيا حركت اصلًا داخل در مقولهاى هست يا داخل در مقولهاى نيست و اگر هست داخل در كدام مقوله است ؟ . از جمله حرفهاى خوب مرحوم آخوند يكى اين است كه مىگويد حركت