مرتضى مطهرى
140
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
ما خارج است . ولى فخر رازى منكر وجود جسم و وجود مكان و فضا در خارج از ذهن كه نيست . يك چيزى هست كه « فضا را اشغال كرده است » و در حقيقت ، آن است كه « فضا را تشكيل مىدهد » . اين دو تعبير بنا بر يك اختلاف نظر در مورد مكان است كه آيا فضا و مكان امرى است غير از اجسام ، و اجسام در مكان شناورند ، كه نظريهء اشراقيون است ، و يا اصلًا مكان از خود جسم تشكيل مىشود و وجود مجزايى از اجسام ندارد ، كه قول امثال بوعلى و مشائين است . هركدام كه باشد به هرحال در اين جهت شكى نيست كه چيزى در خارج وجود دارد كه فضا را تشكيل مىدهد يا فضا را اشغال كرده است . آن چيست ؟ يا بايد مثل متكلمين قائل شويم كه اشيائى كه در خارج وجود دارند جسم نيستند لاجسم هستند ، يعنى طول و عرض و عمق ندارند ؛ ولى در عين اينكه لاجسمند مكان را اشغال كرده و قابل اشارهء حسيه هستند . از مجموع لاجسمها كه امورى هستند كه نه طول دارند و نه عرض و نه عمق ، چيزى به نام جسم به وجود آمده كه هم طول دارد و هم عرض و هم عمق . اين نظر متكلمين با براهين متقن ابطال شده است . نقطهء مقابل نظريهء متكلمين ، نظريهء ذيمقراطيس و نيز نظريهء فلاسفه است . نظريهء ذيمقراطيس در اين جهت مخالف با نظريهء فلاسفه نيست كه جوهرى در خارج وجود دارد كه آن جوهر در حد ذات خود پيوسته است . به عبارت بوعلى در دانشنامهء علايى كه حاجى ، هم در اينجا و هم در منظومه نقل كرده است « جسم در حد ذات ، پيوسته است كه اگر گسسته بودى قابل ابعاد نبودى » « 1 » . چيزى در خارج وجود دارد كه در حد ذات خود پيوسته بلكه عين پيوستگى و عين اتصال است . اين برهان در مورد همهء اجسام است نه يك جسم خاص ، چون همهء اجسام مكان را اشغال كردهاند و در مورد همهء اجسام جزء لايتجزى ابطال مىشود و لازمهء ابطال جزء لايتجزى اثبات صورت جسميه است . بنابراين ديگر معنا ندارد كه بگوييم صورت جسميه در بعضى اجسام يك چيز است و در بعضى اجسام ديگر يك چيز ديگر . همين قدر كه جزء لايتجزى ابطال مىشود ، اثبات مىشود كه يك اتصال جوهرى در همهء اجسام هست . پس همهء اشياء در صورت جسميه با يكديگر اشتراك دارند . پس اين ديگر جاى اشكال نيست كه شايد صورت جسميه در هر جسمى غير .
--> ( 1 ) . الاسفار الاربعه ، ج 3 ، ص 43 ، انتهاى پاورقى 1 .