مرتضى مطهرى

112

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

گفته‌اند نزديك مىكند كه به آن اشاره خواهيم كرد « 1 » . برهان بر نياز متحرك به محركى غير از خود حال وارد توضيح مطالب اين فصل مىشويم . مرحوم آخوند از اينجا شروع مىكند كه ما در باب تعريف حركت گفتيم كه « هى فعل او كمال اول للشىء الذى هو بالقوة من جهة ما هو بالقوة » . قبلًا اشاره كرديم كه اصلًا حركت ملازم با قوه است ( قوهء در مقابل فعليت ) ؛ يعنى هرجا كه حركت هست مادامى كه شىء متحرك است بالقوه است و شىء متحرك نمىتواند بالقوه نباشد . پس در هر شىء متحركى قوه و استعداد وجود دارد . بعد مىگويد حركت از آن جهت كه يك وصف امكانى است نيازمند به قابل است . در اينجا اگر امكان ذاتى بگوييم به يك معنا درست است و اگر امكان استعدادى هم بگوييم به معناى ديگر درست است « 2 » . هر صفت وجودى امكانى اگر بخواهد وجود پيدا كند يك محل قابل لازم دارد تا در آن پديد آيد . در فصول بعد خواهيم خواند كه « كل حادثٍ مسبوقٌ بقوة و مادة تحملها » . هر صفت امكانى نيازمند به يك مادهء حامل است . پس حركت از آن جهت كه يك صفت وجودى امكانى است نياز دارد به محلى كه قابل باشد و از آن حيث كه حادث است بلكه عين حدوث است نيازمند به فاعل است ، چون هر حادثى نيازمند به محدث است . اين ، برهانى است بر اصل اول ارسطو كه حركت نيازمند به محرك است . پس حركت نيازمند به دو چيز است : متحرك و محرك . ولى بحث ما دربارهء محرك است و در مورد متحرك كسى بحث ندارد . پس هر حركتى نيازمند به محركى است كه آن محرك غير از متحرك باشد . آيا حركت مىتواند ذاتى شىء باشد ؟ ايرادى كه معمولًا مطرح مىشود اين است كه چه مانعى دارد حركت ، ذاتى يك شىء .

--> ( 1 ) . [ اين نكته در ضمن تطبيق درس با متن در بخش پايانى كتاب در توضيحات مربوط به فصل 12 ، پاورقى 1 آمده است . ] ( 2 ) . [ اين مطلب در مباحث مربوط به فصل 16 اسفار تفصيلًا مورد بحث قرار مىگيرد . ]