مرتضى مطهرى

113

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

باشد ؟ جواب اين ايراد را در اينجا مىدهند « 1 » . در صفات انتزاعى و اعتبارى كه در واقع ، قابل و مقبولى در خارج وجود ندارد و صرفاً انتزاع ذهن است نياز به عامل خارجى نيست . نمىتوان گفت اربعه براى اينكه زوج باشد نيازمند به عاملى است كه زوجيت را به آن بدهد . مىگوييم زوجيت ، ذاتى اربعه است . معناى ذاتى اربعه چيست ؟ يعنى ماهيت اربعه به گونه‌اى است كه هر وقت ذهن اين ماهيت را تعقل كند ، در ظرف خودش اين مفهوم انتزاعى زوجيت را از آن انتزاع مىكند . زوجيت چيزى نيست كه در خارج بر اربعه اضافه شده باشد ، بلكه موجود به وجود اربعه است و وجودش وجود انتزاعى است . در امور تحليلىِ عقلى و به قول كانت در قضاياى تحليلى يعنى قضايايى كه در خارج تعددى [ ميان موضوع و محمول ] وجود ندارد ، فقط ذهن است كه اين كثرت را ايجاد مىكند . سه ضلعى بودن مثلث ذاتى مثلث است . اين چيزى در خارج نيست كه وجود عينىاش از وجود عينى مثلث جدا باشد « 2 » . آيا نسبت حركت به متحرك نسبت يك امر انتزاعى به منشأ انتزاع است كه بگوييم امرى ذاتى است ، يا نسبت قابل به مقبول خارجى است كه يك شىء در ظرف خارج ، شيئى را قبول مىكند ؟ دومى است « 3 » . مرحوم آخوند در چند سطر بعد مىگويد : « فعلًا و قبولًا تجددييْن واقعيْن تحت مقولتين متخالفتين و هما مقولة أن يفعل و أن ينفعل » . مىگويد فعل و قبول در اينجا غير از فعل و قبولى است كه در امور انتزاعى است . موارد ديگرى داريم كه فعل و قبول در واقع نيست ولى اتصاف هست . در مورد اتصاف ذات حق به صفات خودش همچنان كه خود مرحوم آخوند مىگويد موصوف و صفت هست ، ولى فعل و قبول نيست . حق ، ما فوق اين فعل و قبولهاست . در باب ماهيت كه اتصاف هست ولى فعل و قبول نيست براى اين است كه مادون فعل و قبول است .

--> ( 1 ) . [ استاد در جلسهء بعد مجدداً به اين اشكال همراه با نكاتى تازه مىپردازند . ] ( 2 ) . در جاهاى ديگرى هم كه مورد بحث مرحوم آخوند نيست اصطلاح ذاتى را به كار مىبريم . مثلًا مىگوييم هر معلولى ذاتى علت تامّهء خودش است يعنى تخلف معلول از علت تامّه محال است ، ولى اين معنايش استغناى از علت نيست ، بلكه معلول عين نياز به علت است . ( 3 ) . سؤال : خود حركت به هر حال متحرك بالذات است . استاد : حركت به آن معنا متحرك بالذات نيست . ما آن حرفهايى كه در باب مبدأ اشتقاق گفته‌اند قبول نداريم . آن معنا غير از متحرك بالذاتى است كه ما در اينجا مىگوييم . ما بحث متحرك بالذات را در جلسهء بعد مطرح خواهيم كرد .