مرتضى مطهرى

106

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

واجب الوجود آورده‌اند . در اينجا با اينكه عنوان فصل « فى اثبات المحرك الاول » است چندان به خود اين مسئله توجه نشده است . من ابتدا اجمالًا مسئلهء محرك اول را عرض مىكنم و بعد وارد مطالب مرحوم آخوند مىشويم « 1 » . برهان محرك اول برهان محرك اول مبتنى بر اصول و مقدماتى است كه شايد در بيان ارسطو جمع نشده است ولى ارسطو خود به آنها قائل بوده است . يك اصل در برهان محرك اول اين است كه حركت نيازمند به محرك است . اصل دوم اين است كه طبيعت ، از حركت خالى نيست . هرچيزى كه طبيعى است ، يعنى هر چيزى كه جسم يا جسمانى است ، متحرك است . البته مراد از حركت در اينجا حركت به معناى اعم يعنى « تغير » است . مراد اين نيست كه حتماً بايد تغير تدريجى باشد ؛ تغيرات غيرتدريجى را هم شامل مىشود . اصل سوم اين است كه تسلسل علل محال است ، يعنى عللى كه در طول يكديگر قرار مىگيرند بايد منتهى به علتى شوند كه آن علت ، معلول علت ديگرى نباشد . يك اصل ديگر در اينجا هست كه معلوم نيست واقعاً ارسطو آن را هم در برهان خودش در نظر گرفته بوده است يا نه . در تقريرى كه فلاسفهء اسلامى معمولًا مىكنند اين اصل چهارم را هم مورد نظر قرار مىدهند كه اگر آن را در برهان دخالت ندهيم چهرهء اين برهان عوض مىشود و مورد ايراد واقع مىشود كه فلاسفهء جديد هم به آن ايراد گرفته‌اند . آن اصل چهارم اين است كه هر علتى با معلول خودش معيت دارد ، يعنى علت از معلول خودش نه تنها زماناً انفكاك ندارد بلكه حتى تقدم و تأخر هم ندارد و بنابراين محرك هميشه بايد همراه حركت وجود داشته باشد . محرك حقيقى آن چيزى است كه در حال حركت و تغير وجود دارد و نمىشود محرك بر حركت زماناً تقدم داشته باشد .

--> ( 1 ) . ارسطو برهان محرك اول را در طبيعيات خود آورده است نه در الهيات . كتاب الطبيعهء ارسطو اخيراً در مصر در دو جلد چاپ شده و تقريباً يك جلد و نيمش مربوط به حركت است . اين كتاب همراه با شروح اوليه‌اى مربوط به قبل از دورهء بوعلى و حتى فارابى است و بسيار مفيد است .