مرتضى مطهرى

100

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

اشكالى دربارهء وجود حركت قطعيه در خارج مطلب ششم ( السادس ) باز در واقع نوعى احكام است ولى از راهى نادرست ، كه مرحوم آخوند هم آن را رد مىكنند . مطلب ششم اين است كه [ ممكن است كسى بگويد ] ( لقائل أن يقول ) كه حركت قطعى در خارج وجود ندارد . البته تعبير « لقائل أن يقول » را من مىگويم و كاش مرحوم آخوند هم به همين تعبير گفته بود تا مطلب واضحتر مىشد . « الخامس » اين بود كه « لقائل أن يقول » كه حركت توسطى وجود ندارد . السادس در واقع اين است كه « لقائل أن يقول » كه حركت قطعى در خارج وجود ندارد . مىگويد حركت قطعى كه شما فرض كرديد ، بسيط است يا مركب ؟ بسيط كه نيست ، چون اگر بسيط باشد مىشود همان حركت توسطى . حال كه مركب است ، يا مركب از غيرمنقسمهاى بالفعل است و يا قابل قسمت است . اگر مركب از امور غيرمنقسم بالفعل باشد لازم مىآيد هر حركتى را مركب از اجزاى لايتجزى بدانيم كه همان حصولات آنيه است كه محال است . اگر بگوييد حركت قطعى ، مركب از امور غيرمنقسم بالفعل نيست بلكه قابل قسمت است ، سؤال مىكنيم كه آيا همهء اين حركت دفعتاً وجود پيدا مىكند يا دفعتاً وجود پيدا نمىكند ؟ اگر دفعتاً وجود پيدا مىكند ، پس حركت ، قار الذات است نه غير قار الذات ، كه باطل است . پس بايد بگوييد لادفعتاً وجود پيدا مىكند . حال كه لادفعتاً وجود پيدا مىكند ، آيا وقتى جزئى از آن ، وجود پيدا مىكند آن جزء ، منقسم است يا غيرمنقسم ؟ اگر غيرمنقسم است پس جزء بعد هم كه وجود پيدا مىكند غيرمنقسم است . پس باز حركت ، مركب از امور غيرمنقسم است . اگر بگوييد جزئى كه وجود پيدا كرده و حاصل شده منقسم است ، معناى منقسم اين است كه نيمى از آن قبلًا وجود پيدا كرده و نيم ديگر بعد وجود پيدا كرده است . پس وقتى نيمى از آن وجود پيدا مىكند ، آن جزئى كه وجود پيدا كرده همان نيمى است كه وجود پيدا كرده است و حال آنكه فرض ما اين است كه تمامش وجود و حصول پيدا كرده است . پس آنچه كه ما فرض كرديم حاصل شده است ، نيمى از آن حاصل شده نه تمام آن .