مرتضى مطهرى

595

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

نظر ما در اعتبارات ماهيت مطلبى را كه ما مىخواستيم مطرح كنيم كه ريشهء مسأله را بهتر حل مىكند و هر سه اشكال را به خوبى رفع مىكند اين است : مطلبى در منطق مطرح شده است كه اتفاقاً به‌طور قطع از مسائلى است كه در منطق ارسطو مطرح نبوده است ، از منطق بوعلى به بعد مطرح گرديده است و ظاهراً به اين ترتيب كه عرض مىكنم حتى در منطق بوعلى هم مقدارى از آن مطرح شده است ، همهء آن مطرح نشده است و آن اينكه منطقيين مىگويند : قضايا بر سه قسم است : قضاياى خارجيه ، قضاياى حقيقيه و قضاياى ذهنيه . مقصودشان اين است كه ما وقتى محمولى را براى موضوعى بيان مىكنيم ، اين حمل در تقسيم اوّلى دوگونه است : يا به اين نحو است كه مىخواهيم محمولى را در خارج براى موضوعى ثابت كنيم ، مثل اينكه مىگوييم : « هر آتشى سوزاننده است » . اينجا مىخواهيم صفت سوزانندگى را به عنوان يك صفت عينى خارجى براى آتش عينى و خارجى بيان كنيم . و يا به اين نحو است كه مىخواهيم يك صفت ذهنى را براى يك شىء ثابت كنيم يعنى مىخواهيم صفتى را براى شيئى ذكر كنيم كه اين شىء فقط در ظرف ذهن اين صفت را دارد ولى در ظرف عين اين صفت را ندارد . و آن جايى كه در ظرف خارج است دو جور است : يا حقيقيه است يا خارجيه . فعلًا به اين دو جور كارى نداريم چون زياد به بحث فعلى ما مربوط نمىشود . آنچه كه به بحث ما مربوط است همين قدر است كه محمولى كه براى يك موضوع اثبات مىشود يا اين محمول عروضش بر اين موضوع و اتصاف اين موضوع به اين محمول هر دو در ظرف خارج است و يا در ظرف ذهن . دومى را مىگوييم « قضاياى ذهنيه » كه بايد حسابش از قضاياى خارجيه به كلى جدا بشود . مثلًا آنچه كه در منطق داريم كه خود منطق براى ما بيان مىكند ( قضاياى منطقى ) از نوع قضاياى ذهنى است بر خلاف قضاياى فلسفى كه از نوع قضاياى حقيقيه است و قضاياى علوم كه از نوع قضاياى حقيقيه و احياناً از نوع قضاياى خارجيه است . فرق قضاياى حقيقيه و خارجيه اجمالًا اين است كه قضاياى خارجيه در مواردى است كه انسان يك عده موضوعات معين و مشخصى در خارج در نظر