مرتضى مطهرى

594

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

غلط است ؟ چون يك قسمش كه گفتيد « اسم است » شامل اينها [ يعنى سه قسم آخر ] هم هست ؛ يك قسم نمىتواند اعم باشد از اقسام ديگر . وقتى شما مىگوييد ماهيت يا مطلق است يا مقيد ( مقيد به اين قيد يا آن قيد ) ، مطلق شامل مقيد هم هست « 1 » ؛ اين چگونه تقسيمى است ؟ . جواب را قبلًا داديم ؛ گفتيم كه مطلق به اين معنى شامل مقيد نيست ، ضد مقيد است . مقيد ، آن مطلق نيست با قيد ؛ مقيد عبارت است از آن مقسم با قيد . لهذا افرادى مثل حاجى مىگويند مطلق به اين معنى كه ما مىگوييم ، اصلًا در خارج وجود ندارد چون مطلق يعنى آن چيزى كه مقيد به اطلاق است ، و هيچ چيزى در خارج مقيد به اطلاق نيست . اطلاق ، صفت ذهنى است ؛ مثل اينكه در منطق مىگويند كلى عقلى مانند انسان به قيد كليت . انسان به قيد كليت كه در خارج وجود ندارد ، فقط در ذهن وجود دارد . پس اين اشكال را هم اين گونه جواب مىدهند . اين را جور ديگرى هم مىشود جواب داد و آن اينكه : آن اشتباه از اينجا پيدا شده است ؛ ما مىگوييم انسان يا مقيد است به اطلاق ، يا مقيد است به علم و يا مقيد است به عدم علم . اين تقسيم غلطى است . اطلاق ، صفت ذهنى است و علم يك امر خارجى است . اين غلط است كه ما ماهيتى را تقسيم كنيم به سه قسم كه يك قسم قيدش در ذهن و دو قسم ديگر قيدش در خارج باشد ( كم كم به اصل مطلب نزديك مىشويم ) . نه ، ماهيت از نظر ذهن يا مقيد به اطلاق است ( اطلاق صفت ذهنى است ) يا مقيد به به شرط لائيت [ و يا مقيد به به شرط شيئيت ] . به شرط لائيت مثل لابشرطيت صفت ذهن است . به شرط لائيت غير از عالم نبودن است . اصلًا شرط مال ذهن است . به شرط شيئيت ، به شرط لائيت و لابشرطيت همه مال ذهن است . اين گونه نيست كه بگوييم انسان يا مطلق است يا عالم است يا غيرعالم ؛ نه ، انسان يا مطلق است ، يعنى در ذهن مطلق اعتبار شده است ، يا به شرط شىء است ، يعنى در ذهن مقيد به يك شىء اعتبار شده است ، و يا به شرط لاست يعنى در ذهن مقيد به عدم شىء اعتبار شده است . در اينجاست كه اين سه قيد در عرض يكديگر اعتبار شده است . از اينها بگذريم .

--> ( 1 ) . - مصداقش اين گونه است ، ماهيتش كه اين‌طور نيست . استاد : بسيار خوب ، به هر حال از نظر مصداق شامل است ، پس چگونه تقسيمى است ؟