مرتضى مطهرى

79

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

اين بحث ظاهرا براى اولين بار از مير سيد شريف جرجانى معروف كه منطقى و اديب قرن هشتم بوده است شروع شده . اين بحث از آنجا پيدا شده است كه در تعريفات ( كه ما در منطق بابى داريم به نام باب تعريف ) اگر بخواهيم شيئى را تعريف كنيم آيا به كمتر از دو كلمه مىتوان تعريف كرد يا نه ؟ يعنى آيا با يك چيز مىشود چيزى را تعريف كرد ، يا چون تعريف تجزيه است بايد حداقل دو جزء داشته باشد ؟ گفته‌اند مثلا اگر ما در تعريف انسان ، « ناطق » را به كار ببريم يك شىء را به يك شىء تعريف كرده‌ايم . اينها آمده‌اند گفته‌اند ناطق چون مشتق است در واقع يك كلمه است به جاى دو كلمه ، چون ناطق يعنى ذات داراى نطق . ناطق غير از انسان است كه اسم ذات است و فقط حكايت از ذات مىكند . گفته‌اند پس كلمهء « ناطق » به حكم اينكه مشتق است كلمه‌اى است به جاى دو كلمه ؛ يعنى اين كلمه گر چه به صورت مفرد است ولى يك مركب است . از نظر ادبى و نحوى مفرد است ولى از نظر منطقى و از نظر معنا مركب است . لفظ انسان يك لفظ مفرد و واحد است ، مصدرها از قبيل ضرب ( زدن ) يك لفظ مفردند ، ولى مشتق مركب است . پس وقتى مىگوييم « ناطق » يعنى الّذى ينطق ، يعنى ذات داراى نطق . دو چيز است : يكى اينكه ذاتى هست و ديگر اينكه ذات داراى چيزى است كه آن چيز نطق است . اين نظريه را به نام « تركّب مشتق » مىنامند . در مقابل اين نظريه ، نظريهء ديگرى پيدا شده كه نه ، مفهوم مشتق مركب نيست . اصلا معنى ناطق « ذات ثبت له النطق » نيست . گفته‌اند مشتق و مبدأ اشتقاق ( مثل ناطق و نطق ) فرقشان اعتبارى است يعنى با دو اعتبار ، يكى مىشود مصدر و يكى مىشود مشتق ، نه اينكه واقعا ما مصدر را كه با يك چيز ديگر تركيب كنيم و نسبتى ميانشان برقرار كنيم بشود مشتق . آنكه مىگويد مشتق مركب است مىگويد مثلا نطق را بعلاوهء ذات بعلاوهء نسبت ميان نطق و ذات كه تصور كنيم مىشود مشتق . اما اين نظريه مىگويد : نه ، اتفاقا اينطور نيست . نطق و ناطق اصلا هر دو يك مفهوم هستند . همان نطق با نحو ديگرى اعتبار كردن مىشود « ناطق » ، نه اينكه با ضميمه كردن يك چيز به نطق ، ناطق به وجود آيد . اين مطلب را اينطور تعبير مىكنند كه يك وقت هست ما يك مفهوم را « به شرط لا » اعتبار مىكنيم و يك وقت هست كه