مرتضى مطهرى
80
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
« لا به شرط » اعتبار مىكنيم ؛ و چون اين بحث در آينده مىآيد « 1 » لذا آن را به آينده موكول مىكنيم ، ولى يك مطلب ديگر هست كه در اينجا بايد عرض كنيم و آن اين است كه اگر ما فرض هم بكنيم كه مفهوم مشتق ، مركّب باشد ، يعنى معنى « ناطق » « ذات داراى نطق » باشد ، آيا لازم مىآيد كه آن ذات خودش غير از نطق باشد ؟ نه ؛ اين يك مفهوم عامّ است . اگر گفتيم « ذات داراى فلان شىء » اين ، هم شامل خود شىء مىشود ( چون هر شيئى خودش داراى خودش هست ) و هم شامل چيزى كه اين شىء عارض او شده است . اينها مىگويند كه مفهوم ابا ندارد از اينكه ما به نطق هم بگوييم « ناطق » . چنين نيست كه ناطق را هميشه به غير از نطق بايد اطلاق كنيم ؛ به نطق تنها هم مىتوانيم بگوييم ناطق ، براى اينكه كلمهء ناطق يعنى ذات داراى نطق ، اين ديگر بستگى دارد كه ناطق وجودش چگونه وجودى باشد . اگر وجودش به نحوى است كه خودش براى خودش وجود ندارد ، براى چيز ديگر وجود دارد ، براى غيرش وجود دارد ، يعنى عرض است ، آن وقت به خودش نمىگوييم « ناطق » ، هميشه به آن چيز ديگر مىگوييم « ناطق » . ولى اگر آن مبدأ اشتقاق يك چيزى باشد كه خودش في حدّ ذاته صلاحيت اينكه قائم به ذات باشد داشته باشد ، به خودش هم مىشود آن مشتق را اطلاق كرد . مثلا شما به جسم مىگوييد « سفيد » ؛ ولى فعلا فرض ما بر اين است كه به جسم كه ما مىگوييم « سفيد » ، يك ذاتى را در نظر گرفتهايم به نام « جسم » و يك چيز ديگرى مغاير با او در نظر گرفتهايم به نام « سفيدى » و بعد مىگوييم اين چيزى است كه اين سفيدى عارض آن شده است . بنابراين « سفيد » يعنى آن چيزى كه سفيدى به او ملحق شده است . اما سخنى كه در اينجا هست اين است كه حكما مىگويند « 2 » اگر ما فرض كنيم كه يك سفيدى قائم به ذاتى داشته باشيم ، يعنى اگر مىشد كه اين سفيدى بدون جسم وجود پيدا مىكرد ، آيا اين سفيدى سفيد بود يا سفيد نبود ؟ حتما اين سفيدى سفيد هم هست . الآن كه شما اين سفيدى را نمىگوييد « سفيد » به اعتبار اين است كه فرض شما بر اين است كه يك چيزى به نام جسم وجود دارد كه اين
--> ( 1 ) . اين بحث مربوط مىشود به باب تعريفات و در باب تعريفات شرح منظومه هم به مناسبتى خواهد آمد ، لذا بحث تفصيلى را به آنجا موكول مىكنيم . ( 2 ) . اين حرف از جلال دوانى شروع شده است و حرفى است كه در فلسفههاى جديد هم آمده است . بعضى حرفها هست كه از جاهاى مختلف رسيده است ، منتها در يك جا با هم تلاقى مىكنند ، و اين يكى از آن حرفهاست .