مرتضى مطهرى

625

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

چنين تحملى را دارد . بهترين مثالى كه مىشود گفت اين است كه فرض كنيد شما از يك شخص ده تا عكس برداريد و هر ده تا عكسش هم با او مطابق باشد . مثلا او در اينجا ايستاده است ؛ يك دفعه شما از روبرو عكس برمىداريد ، يك دفعه از طرف راستش عكس برمىداريد ، يك دفعه از طرف چپش عكس برمىداريد ، يك دفعه از پشت سر ، يك دفعه از بالا و يك دفعه هم از پايين . همهء اين عكسها از يك نفر حكايت مىكند اما از ديدهاى مختلف . از زاويه‌هاى مختلف كه اين شخص را مىبينيد عكسهاى مختلف در اين دستگاه عكس‌بردارى شما منعكس مىشود . ذهن هم‌چنين است . ذهن يك واقعيت را در نظر مىگيرد و از يك واقعيت كثرتهاى بسيار و مفاهيم متعدد انتزاع مىكند و بر او حمل مىكند . از ديدهاى مختلف به اين واقعيت نگاه مىكند . چون از ديدهاى مختلف است پس صحيح است كه بگوييم بسيارى از قضايا با واقع مطابقند ولى نحوهء مطابقتشان با واقع با نحوهء مطابقت با واقع در آنجا كه مىگوييم جسم ابيض است ، فرق مىكند . در آنجا كه مىگوييم با واقع مطابق است يعنى موضوع يك مصداق دارد ، محمول مصداق جداگانه‌اى دارد و حتى رابطه هم به يك معنا مصداق جداگانه دارد . ولى در اينجا كه مىگوييم با واقع مطابق است ، يعنى با مراتب واقع مطابق است و با مرتبه‌اى [ از مراتب ] واقع مطابق است ؛ يعنى واقعيت به نحوى است كه منشأيّت صحيح دارد براى انتزاع اين معانى متعدده . پس با اينكه موضوع و محمول دو وجود ندارند بلكه يك وجود دارند ولى در عين حال يك وجود ، وجودى است كه هم مصداق موضوع است و هم مصداق محمول . از اين جهت است كه در اينجا مىگوييم ملاك صدق قضيه مطابقت با نفس الامر است و صدق قضيه به اين است كه با نفس الامر مطابق باشد . بنابراين بر خلاف آنچه كه با حاجى فرموده است كه قضاياى خارجيه و قضاياى حقيقيه ملاك صدقشان مطابقت با عين است و قضيهء ذهنيه ملاك صدقش مطابقت با نفس الامر است ، بايد گفت در قضاياى خارجيه راست مىگوييد ، ملاك صدقشان مطابقت با عين است ( البته قضيهء خارجيه طبق همان اصطلاح خود حاجى ) ، ولى در قضاياى ذهنيه بايد گفت كه ملاك صدق آنها هم مطابقت با عين است اما با توجه به اين كه « عينيّة كلّ شىء بحسبه » . اما در مورد قضاياى حقيقيه و نيز قضايايى كه خارج از قضاياى خارجيه است بايد بگوييم كه ملاك صدق آنها مطابقت با نفس الامر