مرتضى مطهرى

624

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

يعنى در مرتبهء ذات شىء . « در مرتبهء ذات شىء » يعنى چه ؟ يعنى اين شىء در مرتبهء ذات خودش صلاحيت اين انتزاعها را دارد كه وقتى اين شىء در قرنطينهء عقل مىرود عقل اين معانى را از او انتزاع مىكند و براى او اعتبار مىكند ، ولى اين اعتبار اعتبار نفس الامرى است نه اعتبار نيش غولى ؛ چون ما دو گونه اعتبار داريم : اعتبار نفس الامرى و اعتبار نيش غولى . اعتبار نيش غولى اين است كه مثلا براى يك انسان هشت تا شاخ تصور كنيم و يا براى نقطه بعد فرض بكنيم . ولى اعتبار نفس الامرى مثل اين است كه از يك شىء جنس و فصل را انتزاع مىكنيد . شما وقتى خط را تعريف مىكنيد مىگوييد : « خط كميت متصل ذى بعد واحد است » . با اينكه خط در خارج يك امر بسيط بيشتر نيست ولى شما چند مفهوم را روى همديگر بر اين خط منطبق مىكنيد . اين كثرتى است كه ذهن شما ساخته است ولى كثرت دلبخواهى هم نيست ، كثرتى است كه در عالم نفس الامر وجود دارد و كثرتى است كه منشأ انتزاع دارد ، زيرا شما مىگوييد كميت است ، مىبينيد تعريف كميت بر او صدق مىكند ؛ مىگوييد متصل است ، مىبينيد تعريف متصل هم بر او صدق مىكند ؛ مىگوييد ذى بعد واحد است ، مىبينيد تعريف ذى بعد واحد هم بر او صدق مىكند . نمىگوييد يك قسمتش كميت است ، يك قسمتش متصل است ، يك قسمتش ذى بعد واحد است ، بلكه به تمام وجودش كميت است ، به تمام وجودش متصل است ، به تمام وجودش ذى بعد واحد است . ولى در عين حال شما در باب عدد نمىتوانيد بگوييد كميت متصل است ، بلكه بايد بگوييد كميت منفصل است . پس اين يك وجودى است كه تحمل اين معانى را دارد و آن وجودى است كه تحمل اين معانى را ندارد . اين را ما مىگوييم : « نفس الامر » : يعنى در خارج وجود محمول با وجود موضوع دو تا نيست ، يكى است ، و بلكه ما ديديم كه براى يك موضوع هفت محمول درست مىكنيم كه اين هفت محمول همه در عالم خارج يكى هستند و هيچ جدايى ندارند از موضوع ؛ همه را ذهن انتزاع كرده است ، ولى كار ذهن هم دلبخواهى و بدون مبنا نيست كه بگوييم چون ذهن انتزاع كرده است پس خودش هم برود برايش مصداق پيدا كند ؛ نه ، ذهن اين معانى را از چيزى انتزاع كرده است كه آن چيز در ذات خودش

--> هم اين تحليلها را مىكند . هر كسى باشد و تابع هر مكتبى باشد چه بخواهد و چه نخواهد اين تحليلها [ در ذهن او ] وجود دارد .