مرتضى مطهرى
604
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مساوى با دو قائمه است ، اين معنايش اين نيست كه اين مثلثهاى موجود دنيا چنيناند ، بلكه اين حكم مربوط به طبيعت است . طبيعت مثلث از آن جهت كه مثلث است جز اين نمىتواند باشد . اگر فرض كنيم كه الآن مثلث ديگرى هم بخواهد در عالم وجود داشته باشد باز جز اين نمىتواند باشد . اينجاست كه حكم مىرود روى طبيعت ، اعم از افراد موجود و افراد مقدّرة الوجود ، و اينجاست كه چيزى را كه وجود ندارد اگر فرض وجودش را هم بكنيم حكم جارى مىشود . پس فرق قضيهء خارجيه و حقيقيه اين نيست كه در قضيهء حقيقيه موضوع ، كلى است و در خارجيه موضوع يك عده افراد محقق است ؛ نه ، آن اصلا قضيهء كليه نيست تا چه رسد كه خارجيه باشد بلكه قضيهء شخصيه است ؛ آن را اصلا به حساب نياوريد . آنجا كه موضوع ، كلى است يك وقت نظر به واقعيت است كه در عالم واقع و نفس الامر و در عالم عين چنين است ، و يك وقت نظر به طبيعت است كه ما حكم را مىبريم روى آنچه كه امكان دارد و آنچه كه اقتضاى اين طبيعت است . آنچه وجود دارد ممكن است از نظر اقتضاى طبيعت نباشد ، از نظر علل خارجى باشد ، اما آنچه كه اقتضاى طبيعت است مسألهء ديگرى است . اگر گفتيم اقتضاى طبيعت چنين است معنايش اين است كه اين طبيعت هر جا كه موجود شود اين لازم نمىتواند از آن منفك شود . پس اگر فرض هم بكنيم كه طبيعت در اينجا وجود دارد اين لازم نمىتواند از آن جدا شود . اين مىشود قضيهء حقيقيه « 1 » .
--> ( 1 ) . - اين با تعريفى كه ما از « كلى » مىكنيم منافات ندارد ؟ استاد : نه ، هيچ منافات ندارد . - چطور منافات ندارد ؟ ما در اينجا يك قيدى اضافه كردهايم ، زيرا مىگوييم قضيه خارجيه قضيهء كليه است ولى در عين حال يك قيدى هم گذاشتهايم كه موضوع قضيهء خارجيه بايد محققة الوجود باشد ؛ يعنى كليت در اينجا محدود و مقيد است به محققة الوجود بودن . استاد : بله ، ما دو جور قضيه مىتوانيم اعتبار كنيم يعنى ذهن مىتواند دو نوع قضيه داشته باشد . اين را شما نمىتوانيد انكار كنيد كه ما مىتوانيم كلى را دو نوع اعتبار كنيم : يكى اينكه كلى را فقط وسيله قرار بدهيم براى بيان افرادى كه در عالم عين وجود داشته و وجود دارد و وجود خواهد داشت . ديگر اينكه كلى را مرآت افراد موجود قرار ندهيم ، بلكه به خود طبيعت نظر داشته باشيم كه اين طبيعت خودش اين حكم را دارد ؛ اين حكم را چه در افراد موجودش دارد و چه در افراد مفروض الوجودش . ولى بعد شما يك سؤال ديگر بايد بكنيد ؛ بايد بگوييد در علوم ، ما به كداميك از اينها مىرسيم ؟ آيا علوم ما را به قضاياى حقيقيه مىرسانند يا به قضاياى خارجيه ؟