مرتضى مطهرى
605
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
پاسخ اشكال در مورد قضيهء ذهنيه و اما اشكال قضيهء ذهنيه روى حساب قدما . جواب اشكال را حاجى به يك بيانى داده است . اكنون ما به بيان ديگرى كه خيلى روشن است عرض مىكنيم . بايد بدانيم كه معناى قضيه ذهنيه قضيهء نفسانيه نيست ، و فرق است ميان امر ذهنى و امر نفسانى . اساسا اين اشتباه و اين اشكال از تفاوت نگذاشتن ميان امر ذهنى ( در مقابل امر عينى و امر خارجى ) و امر درونى ( در مقابل امر بيرونى ) ناشى شده است . هر چه را كه به عالم بيرون از وجود خود ما مربوط مىشود ما مىگوييم « بيرونى » و هر چه را كه به عالم درون ما مربوط مىشود مىگوييم « درونى » ، ولى همهء امور درونى را كه ما نمىگوييم ذهنى است . مثلا درد براى انسان يك امر درونى است ، لذت هم يك امر درونى است ، ولى آيا مىتوان گفت كه اينها ذهنى است ؟ به ذهن ربطى ندارد . ذهن عبارت است از انعكاس عالم بيرون در ظرف ادراك انسان . به عبارت ديگر ذهن يعنى علم و آگاهى . آگاهى از آن جهت كه با بيرون مقايسه مىشود و از آن جهت كه حكايتگر بيرون است « ذهن » ناميده مىشود . پس ذهن يعنى علم ، و علم هم از آن جهت كه حكايتگر بيرون است ذهن ناميده مىشود و لهذا هر علمى قطع نظر از آن جهت كه از بيرون حكايت مىكند خودش يك عين
--> - بله ، اين يك سؤال مهم بود ، ولى در باب اختلاف بين حاجى و بو على مىتوانيم بگوييم كه اين ناشى از دو نوع تعريف در باب كلى است ؛ يعنى اصلا مىتوانيم مطلب را به اين شكل مطرح كنيم كه حاجى كلى را به نحوى تعريف كرده است كه فقط به قضاياى حقيقيه اطلاق مىشود ، چون او فقط مفهوم را در نظر مىگيرد . استاد : خير ، اصلا آن چيزى كه حاجى گفته است داخل كردنش در اين تقسيم درست نيست . اصلا مقسم ، قضاياى كلى است . ما به قضاياى غير كلى كارى نداريم . اين قضاياى خارجيه را كه حاجى جزء قضاياى كليه حساب كرده است در واقع اصلا كلى نيست . پس مسأله يا سؤال دوم اين بود كه آيا مسائلى كه ما در علوم به حكم برهان استنتاج مىكنيم و به آنها مىرسيم و حتى آنهايى كه به حكم تجربه به عقيدهء حكماى اسلامى به آنها مىرسيم از نوع قضاياى حقيقيه است يا از نوع قضاياى خارجيه ( قضيه خارجيه به همان معنايى كه شيخ گفته است ) ؟ شيخ و امثال وى مدعى هستند كه در علوم هميشه به قضاياى حقيقيه مىرسيم . باقى سؤالات باشد تا بعد جواب بدهيم .