مرتضى مطهرى
599
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
قضيهء ذهنيه و اما قضيهء ذهنيه قضيهاى است كه از همان اول حكم ناظر به خارج نيست ؛ از همان ابتدا حكم ناظر به خود ذهن است ؛ يعنى ذهن حكم خود ذهن را بيان مىكند نه اينكه ذهن حكم خارج را بيان كرده باشد . مثلا اگر شما گفتيد : « الانسان نوع » ( انسان نوع است ) در اينجا مقصود چيست ؟ آيا مقصود اين است كه هر انسان در خارج نوع است ؟ انسان خارجى كه نوع نيست . پس مقصود چيست ؟ مقصود اين است كه انسان وقتى كه در ذهن آمد با فرض اينكه در ذهن است نوع است . انسان در ظرف ذهن - و نه به طور مطلق - نوع است . انسان در ظرف ذهن متصف به نوعيت است ، كما اينكه قضيهء « انسان كلى است » هم همين جور است . اگر مىگوييد : « انسان كلى است » در اينجا شما انسان را به شرط شىء يعنى به شرط ذهنيت اعتبار كردهايد يعنى گفتهايد انسان در حالى كه در ذهن است و به شرط آنكه در ذهن باشد كلى است .
--> است كه يك مجموع مواردى را مشاهده مىكند . آنچه را كه عرضه مىدارد اين است كه در اين مجموع مواردى كه من تاكنون مطالعه كردهام اين مطلب ديده شده است . پس اصلا قضايا در علوم جديد از به دو امر صورت خارجيه دارد ( كه بعدا خواهيم گفت كه قضاياى خارجيه اصلا از نوع قضاياى جزئيه و قضاياى شخصيه است نه اينكه در واقع و نفس الامر از نوع قضاياى كلى باشد ) . اين هم اشكال سوم . - گاهى هم مىگويند كه اصلا ما موضوع ماهيت و طبيعت واقعى اشياء را در پرانتز مىگذاريم ؛ يعنى اصلا ما در علم دنبال چنين چيزى نيستيم . ما بر اساس مشاهدات خودمان مىآييم يك مدلى در ذهنمان مىسازيم و آنگاه اين مدل را فرض مىكنيم كه حقيقت باشد و دائما هم با تجربيات جديدتر سعى مىكنيم اين مدل را منطبقتر بكنيم با آنچه كه در عالم واقع هست . حالا هيچ ادعا هم نمىكنيم كه اصلا چيزى دربارهء طبيعت يا ماهيت يا حقيقت علمى به دست آوردهايم ؛ يعنى اين را در پرانتز مىگذارند ؛ مىگويند كه ما نفيا يا اثباتا راجع به اينكه حقيقت عالم خارج چيست و حقيقت اشياء و طبيعت و خواص طبيعى چيست حكمى نمىكنيم ؛ ما اصلا به اين مطلب كارى نداريم ؛ ما فقط مدلسازى مىكنيم . استاد : مدلسازى آخرش برمىگردد به همين مطلبى كه ما گفتيم . مطلب خيلى فرق نمىكند . بالاخره تعبير شما هم بيان ديگرى است از همين حفى كه من عرض كردم ؛ چيز ديگرى نيست . اينها يك سلسله سؤالات است كه فعلا مستقيما به اين بحث ما مربوط نيست . پس اجازه بدهيد ما اين بحث را - كه بحث حقيقت است - در اين حدودى كه به اينجا مربوط مىشود عرض بكنيم و بعد به اين سؤالات و جواب آنها بپردازيم .