مرتضى مطهرى

593

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مقصود گوسفندهاى امسال است . در اينجا « المواشى » قائم مقام « كلّ ماشية » است . ما اينجا نبايد در لفظ مناقشه كنيم . مقصود اين است كه در اين گونه از قضايا و لو به صورت كلى ذكر كنيم ولى نظر به يك عدّه افراد معين محقق موجود است ، مانند اينكه بگوييم : « الآن هشتاد درصد مردم ايران باسواد و بيست درصد آنها بىسوادند » ؛ اينجا كه ما مىگوييم « مردم ايران » يعنى هر كسى كه در ايران هست ، هر ايرانى : « ايرانى بيست درصدش بىسواد و هشتاد درصدش باسواد است » . حال اينكه بايد كلمهء « مردم ايران » گفت يا « كلّ من فى ايران » اين ديگر مناقشهء لفظى است . اينجا حكم رفته است روى كلى و اين كلى فقط براى اين آورده شده است كه بر يك عده افراد معين محقق موجود اطلاق بشود . اگر كسى بگويد چرا مىگوييد « هر ايرانى » ؟ در اين صورت ايرانيهاى پانصد سال پيش چطور ؟ مىگويم من ايرانيهاى موجود الآن را مىگويم . اگر بگويد ايرانيهاى صد سال بعد چطور ؟ مىگويم من ايرانيهاى موجود الآن را مىگويم . اين مجموعهء موجود محقق الآن چنين‌اند . اين را مىگويند قضيهء خارجيه . در اين‌گونه قضايا از نظر انطباق تعريف مشهور حقيقت بر آنها اشكالى پيش نمىآيد . قضيهء حقيقيه و اما قضيهء حقيقيه قضيه‌اى است كه حكم روى مفهوم كلى يعنى روى يك طبيعت مىرود . از آن حيث اين حكم بر روى اين طبيعت مىرود كه اين طبيعت اين طبيعت است ؛ يعنى مناط حكم ، نفس اين طبيعت است ، كه معنايش اين است كه اين طبيعت هر جا و هر وقت محقق بشود اين حكم براى او هست ؛ يعنى شما از اول نخواسته‌ايد كه حكم را روى افراد ببريد بعد بخواهيد براى افراد يك تعبير جامعى پيدا كنيد ، بلكه يك طبيعت را موضوع قرار داده و حكم را روى آن طبيعت برده‌ايد ؛ و لهذا قهرا در قياسات ، قضيهء ما مىشود قضيهء حقيقيه و در استقرائات قضيهء ما مىشود قضيهء خارجيه . يك وقت شما از اول اطلاعتان روى افراد است ، بعد مىخواهيد يك تعبير جامعى در بيان پيدا بكنيد ؛ بجاى اينهمه تكرار كه مىگوييد : اين يكى ، اين يكى ، اين يكى ، . . . ، همه را در يك لفظ جمع مىكنيد و مىگوييد : « همهء مردم ايران » . در اين