مرتضى مطهرى

587

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

در ظرف گذشته و معدوم است . اما تطابق ، دو چيز مىخواهد ، بايد ذهنى باشد و واقعيتى تا بگوييم ايندو بر يكديگر منطبق هستند ، وقتى كه واقعيت معدوم شده است ديگر تطابق معنى ندارد . بعضى گفته‌اند حتى در امور تجربى هم اين اشكال هست ، براى اينكه ما در باب امور تجربى هم نمىتوانيم بگوييم كه اين صورى كه ذهن ما در تجربيات دارد عين اينها در خارج وجود دارد . همين قدر مىدانيم كه اينها نمايندهء يك چيزى هست در خارج ، اما اينكه خود همينها در خارج هستند مسأله‌اى است كه به راحتى نمىتوان اثبات كرد . مخصوصا با اصولى كه اخيرا آمده‌اند در علم امروز گفته‌اند مسألهء تطابق ذهن با خارج كارش خيلى مشكل مىشود « 1 » . مسألهء ديگرى كه باز سبب شده است كه علماى جديد از آن تعريف دست بردارند مسألهء به اصطلاح تكامل علوم است . ما مىبينيم در علوم در هر زمان يك نظرياتى مىآيد - نظريات علمى - و اين نظريات به ثبوت مىرسد ولى اين نظريات در زمان بعد نقض مىشود و نظريهء ديگرى جاى آن را مىگيرد . در اينجا ما نمىتوانيم بگوييم هر دو نظريه درست است ، اگر مىگوييم حقيقت يعنى آنچه كه مطابق با واقع و نفس الامر باشد ، اين معنى ندارد كه هم آن نظريه درست و مطابق با واقع و نفس الامر باشد و هم اين نظريه ، چون « واقع » كه دو جور نيست . از طرفى هم نمىتوانيم بگوييم كه آن نظريهء گذشته اصلا چرند و باطل بود و با حقيقت سر و كار نداشت ، ناچار بايد آن را حقيقت بدانيم ، اين را هم حقيقت بدانيم . ولى اين با تعريف حقيقت كه مطابقت با واقع است جور در نمىآيد ، پس تعريف حقيقت را بايد عوض

--> ( 1 ) . - منظورتان از اصولى كه اخيرا آمده‌اند در علم امروز گفته‌اند همان تقسيم‌بندى كيفيات به كيفيات اوليه و ثانويه است ؟ استاد : نه ، غير از آن مطلب . در باب امور عينى شما الآن هيچ چيزى را نمىتوانيد بگوييد آن طورى كه شما تصور مىكنيد در خارج وجود دارد . مثلا شما الآن تصورى از خورشيد داريد . مطابق آنچه كه علم مىگويد اصلا آن معنىاى كه شما در ذهن خودتان از خورشيد داريد در خارج وجود ندارد . آنچه كه شما مثلا به صورت يك قرص نورانى با اندازه و حجم معين داريد مىبينيد علم در نهايت امر از او به يك صورت ديگرى خبر مىدهد غير از اين صورتى كه در ذهن شماست ، كه اين مطلب در كتاب جهان‌بينى علمى راسل خيلى خوب شرح داده شده است .