مرتضى مطهرى
586
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
بر آن صدق مىكند ؟ اين تعريفى كه شما مىگوييد حقيقت عبارت است از انديشهاى و قضيهاى كه مطابق با واقع باشد ، در اينجا دچار اشكال مىشود ، زيرا مفاد قضيه شما اوسع از واقع است . پس اين تعريف در اينجا درست نيست . اشكالى كه براى قدماى ما در اين باب پيش آمده است همين اشكال بوده است كه ديدهاند انطباق اين تعريف در مورد قضاياى ذهنيه و حقيقيه با اشكال مواجه مىشود . و اما اشكالاتى كه براى علماى جديد در اين باب پيش آمده است . تعريف حقيقت از نظر علماى جديد از مجموع حرفهايى كه ما در كلمات امروزيها ديدهايم معلوم مىشود كه براى آنها باز يك سلسله اشكالات ديگر به وجود آمده و همانها سبب شده است كه اين تعريف را براى حقيقت نارسا بدانند و به دنبال تعريفهاى ديگرى براى حقيقت بروند كه در همين كتاب معروف فيليسين شاله « 1 » اين اشكالات به طور متفرق ذكر شده است . يكى از اشكالات اين است كه مىگويند اين تعريف در باب رياضيات صادق نيست ؛ حداكثر در باب تجربيات صادق است ، براى اينكه معانى رياضى در خارج لزوما وجود ندارند . اگر شما مثلا براى دايره يا براى خط حكمى ذكر مىكنيد اين خط يا دايره چيزى است كه شما در ذهن آن را فرض كردهايد ، حكمى هم برايش مىآوريد ، و الّا خط به آن مفهوم رياضىاش شايد در طبيعت وجود نداشته باشد . دايره به مفهوم رياضىاش شايد در خارج وجود نداشته باشد . پس اين تعريف در آنجا صدق نمىكند . ديگر اينكه گفتهاند اين تعريف دربارهء قضاياى تاريخى هم صدق نمىكند ، چون قضاياى تاريخى مربوط به گذشته است و گذشته معدوم است ، پس اين با تعريف حقيقت كه گفته مىشود حقيقت عبارت است از مطابقت با واقع و نفس الامر جور در نمىآيد . وقتى كه من مىگويم ارسطو شاگرد افلاطون بوده است ، الآن اين در عالم ذهن من يك معنىاى هست ، شاگردى ارسطو براى افلاطون هم واقعهاى بوده است
--> ( 1 ) . [ فلسفه علمى ، ترجمه دكتر يحيى مهدوى ] .