مرتضى مطهرى
565
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
باشد ؟ اصلا معدوم مطلق با مصداق داشتن منافات دارد . اگر مصداق داشته باشد كه معدوم مطلق نيست . اينجاست كه آن مسألهء معروف را آوردهاند و حرف خيلى خوبى است كه همانطور كه قضايا تقسيم مىشود مثلا به قضيهء بسيطه و قضيهء مركبه ، و تقسيم مىشود به قضيهء خارجيه و قضيهء حقيقيه ، و تقسيم مىشود بهقضاياى ديگر ؛ از جمله تقسيم مىشود به قضيهء بتّيّه و قضيهء غير بتّيّه « 1 » . اينجاست كه آن مسألهء معروف - كه گفتيم در منطق جديد آمده است - با تلاقىاى كه با حرف قدماى ما مثل مرحوم آخوند پيدا مىكند مطرح مىشود ، كه گفتيم امثال راسل در مورد آن قضايايى كه ما آنها را قضيهء حقيقيه مىدانيم گفتهاند كه اشتباه كردهاند كه اينها را قضيهء حمليه ناميدهاند ، اصلا اينها قضيهء شرطيه است « 2 » ؛ تمام قضايايى كه در علوم استعمال دارد از نوع قضاياى شرطيه است . قضايايى كه در علوم استعمال دارد قضاياى حقيقيه است نه قضاياى خارجيه . قضاياى خارجيه مثل اين كه « تهرانىها چنيناند » كه تحت ضابطهء كلى در نمىآيد . حكماى ما اين بحث را طرح كردهاند و ما قبلا گفتيم « 3 » كه اصلا تقسيم قضايا به خارجيه و حقيقيه اولين بار به وسيلهء شيخ طرح شده است و قبل از شيخ اصلا اين مسأله مطرح نبوده است . تازه شيخ قضيه را به صورتى طرح كرده است كه بعدها
--> ( 1 ) . قبلا هم به طور اجمال به اين مطلب اشاره كرديم ولى وعده داديم كه بحثش را در اينجا بكنيم كه الآن وقت آن است كه بحثش را مطرح كنيم . ( 2 ) . - يعنى آنها مىگويند اصلا هر قضيهء حمليه منصرف به شرطيه مىشود . استاد : نه ، قضيه جزئيه را - مثل اين كه مىگوييم : « زيد انسان است » - او قبول دارد ؛ و قضاياى خارجيه هم در حكم قضاياى جزئيه است . آخر در منطق جديد اصلا مسألهء قضاياى خارجيه و حقيقيه و اين گونه حرفها مطرح نيست . او مىگويد در مورد قضاياى جزئى - كه قضاياى خارجيه هم در حكم قضاياى جزئى است - مطلب درست است ولى تمام قضاياى حقيقيه كه در منطق در باب اشكال چهارگانهء قياس از آنها استفاده كردهاند و خيال كردهاند كه اينها قضيهء حمليه است از نوع قضاياى شرطيه است . مىگويد قياسات ارسطويى و احكام قياسات در قضاياى حمليه صادق است ولى اشتباه آقايان اين است كه اين قضايا را حمليه دانستهاند و حال آنكه اين قضايا شرطيه است . ( 3 ) [ رجوع شود به بحث « وجود ذهنى » . ]