مرتضى مطهرى
554
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
و ممكن . چگونه مىشود اينها را حل كرد « 1 » ؟ مثال يا اشكال سوم بالاتر از اشكال شريك البارى همين شبههء معدوم مطلق است و آن اين است كه ما مىگوييم : « المعدوم المطلق لا يخبر عنه » يعنى از معدوم مطلق خبر داده نمىشود . اين يك حكمى است صادق . از طرف ديگر خود همين كه مىگوييم از معدوم مطلق خبر داده نمىشود ، خبرى است دربارهء معدوم مطلق . پس نوعى تناقض به وجود مىآيد . در اينجا يك مطلب بايد اضافه كرد و آن اينكه ممكن است كسى بگويد كه اين حكم صادق است ولى نه به عمومش ، بلكه صادق است و استثناپذير . بعضى خبرها تناقضش به اين شكل حل مىشود كه واقعا خودش استثناپذير است ، چون عمومش آن عمومى نيست كه تفكيك افراد امتناع داشته باشد كه بگوييم بعضى چنين است و بعضى چنان . گاهى عامّ ما و كلى ما كلىاى است كه امكان استثنا در افرادش نيست ، همهء افرادش يك جور حكم دارند . ولى گاهى كلى ما كلىاى است كه امكان استثنا در افرادش هست ، مانعى ندارد كه بعضى افرادش يك حكم داشته باشند و بعضى افرادش حكم ديگر . مثلا عين اين شبهه در « كلّ خبرى كاذب » مىآيد كه گاهى در علم اصول مطرح مىكنند . شخص مىگويد تمام خبرهاى من دروغ است . مىگويند كه خود اين ، خبر است يا خبر نيست ؟ واضح است كه خبر است . حال كه خبر است يا راست است يا دروغ . اگر راست باشد لازم مىآيد دروغ باشد ، اگر دروغ باشد لازم مىآيد راست باشد ؛ و اگر يك خبر هم راست باشد هم دروغ ، تناقض است . اگر اين قضيه راست باشد كه همهء خبرهاى من دروغ است شامل خودش هم هست ، پس خودش هم بايد دروغ باشد . اگر خودش دروغ باشد پس بايد همهء خبرها كاذب نباشد . پس بايد در آن واحد هم همهء خبرها كاذب باشد هم همهء خبرها كاذب نباشد . و اما اگر اين قضيه دروغ باشد كه همهء خبرهاى من دروغ است ، نتيجه اين مىشود كه بايد خبرهاى من
--> ( 1 ) آيا در اينجا نمىشود گفت فرق در تصور اجمالى و تفصيلى است ؟ استاد : نه ، با اجمال و تفصيل ، قضيه حل نمىشود .