مرتضى مطهرى

555

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

راست باشد . وقتى خبرهاى من بايد راست باشد پس خود اين خبر هم كه مىگوييم همهء خبرهاى من دروغ است بايد راست باشد ، خودش كه راست باشد پس بايد همهء خبرها دروغ باشد . پس اگر راست باشد مستلزم اين است كه دروغ باشد و اگر دروغ باشد مستلزم اين است كه راست باشد . حال اگر بگوييم اين حكم كلى استثناپذير است و شامل خودش نمىشود اشكال حل مىشود . اگر يك مورد هم استثنا داشته باشد ديگر كلى صادق نيست . حال ممكن است كسى در باب معدوم مطلق هم بيايد همين حرف را بزند و بگويد اين قضيهء « المعدوم المطلق لا يخبر عنه » به عمومش كاذب است يعنى استثناپذير است . از معدوم مطلق خبر داده نمىشود ، هيچ خبرى الّا همين يك خبر . پس اشكال حل مىشود چون اصلا قضيهء ما استثناپذير است . از اول به عمومش صادق نيست ، ولى به غير عمومش يعنى با يك استثنا صادق است ، مثل « كلّ خبرى كاذب الّا هذا الخبر » . اگر كسى چنين فكرى بكند قضيه جواب دارد . جواب اين است كه نه ، اين قضيه استثنابردار نيست . اين يك قضيهء كليه است كه بر مفاد آن برهان عقلى اقامه شده است و برهان عقلى تخصيص‌بردار نيست . برهان عقلى مىگويد محال است از معدوم مطلق خبر بدهيد . محال است از آن خبر بدهيم ، هر نوع خبرى كه باشد ، چرا ؟ چون معدوم مطلق يعنى آنچه كه نه در خارج وجود دارد نه در ذهن ، يعنى ذهن هيچ‌گونه التفاتى به آن ندارد . عقل مىگويد محال است از چيزى كه مورد التفات ذهن نيست بشود خبر داد ، خبرش هر خبرى كه مىخواهد باشد « 1 » فرق نمىكند . پس در مثل « كلّ خبرى كاذب » مىتوان مسأله را به آن شكل حل كرد ، اما آن راه حل كه در آنجا داريم به درد اينجا نمىخورد . در مثل « كلّ خبرى كاذب » اين تناقضى كه ما در باب معدوم مطلق مىگوييم نمىآيد . در شبهه معدوم مطلق يك تناقض يا تعارض منطقى وجود دارد كه از يك طرف مىبينيم اين حرف درست است كه « المعدوم المطلق لا يخبر عنه » ، شك نداريم و با يقين كامل مىگوييم كه « المعدوم المطلق لا يخبر عنه » ، از طرف ديگر مىبينيم خود همين باز خبرى است دربارهء معدوم مطلق ؛ چگونه بايد اين اشكال را حل كرد ؟

--> ( 1 ) . - حتى اگر خبرش اين باشد كه « از آن نمىشود خبر داد » ؟ استاد : هر خبرى مىخواهد باشد . آن راه حل در اينجا وجود ندارد .