مرتضى مطهرى
532
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
گفتهاند فرق بوعلى سينا و ابوريحان در اين است كه بوعلى سينا گفته است اصل در هر چيزى ممكن بودن است تا دليل بر خلافش ثابت نشود ولى ابوريحان گفته است نه ، هر چيزى را تا ثابت نشود ما قبول نمىكنيم ، آنها هم همين اشتباه را در جملهء بو على كردهاند . معناى حرف بوعلى اين نيست كه اصل در هر چيزى ممكن بودن و قبول كردن آن است مادامى كه دليل بگويد قبول نكن . بوعلى مىگويد هيچ چيزى را بدون دليل انكار نكن . اتفاقا دو جمله ديگر دارد كه هر دو در آخر اشارات است منتها اين دو جمله را با يك فاصلهاى ذكر كرده است . مىگويد اگر كسى چيزى را بدون دليل قبول كند « فقد انخلع من الفطرة الانسانية » از فطرت انسانى خارج است . فطرت انسانى براى هر چيزى دليل مىخواهد ، بدون دليل قبول نمىكند . در نقطه مقابل ، فطرت انسانى هيچ چيزى را هم بدون دليل انكار نمىكند . پس مادامى كه دليل ندارى احتمال بده ؛ نه قبول كن نه انكار . اين از حكيمانهترين دستورهاست : هيچ چيزى را بدون دليل نه قبول كنيد و نه انكار « 1 » . اتفاقا يك حديثى هم از حضرت صادق ( عليه السلام ) هست كه با همين جملهء بوعلى خيلى تطبيق مىكند ؛ يعنى ايشان هم يك استنباطى كردهاند از آيات قرآن كه با اين دو جملهء بوعلى شباهت دارد . حضرت مىفرمايد قرآن دو گروه را طرد كرده و مورد ملامت قرار داده است : يك گروهى كه چيزى را كه بر علم او احاطه ندارند تكذيب مىكنند . ديگر گروهى كه چيزى را كه باز بر علم او احاطه ندارند و علم به او ندارند قبول مىكنند . اما آن گروهى كه چيزى را كه نمىدانند و بر او احاطه ندارند تكذيب مىكنند در اين آيه مورد ملامت قرار گرفتهاند كه : « بَلْ كَذَّبُوا بِما لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ » « 2 » يعنى مسألهاى را كه بر علمش احاطه ندارند تكذيب مىكنند ؛ يعنى تكذيب هم احاطهء علمى مىخواهد . همانطور كه تصديق بايد از روى دانايى باشد تكذيب هم بايد از روى دانايى باشد . آنجا كه دانايى نيست نه تكذيب بايد كرد نه تصديق . و اما آنجا كه قرآن تصديق بدون دليل را نفى كرده است آنجايى است كه مىگويد : « وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ » « 3 » و آياتى نظير اين آيه كه چندين آيه است .
--> ( 1 ) . - بسيار خوب است ، اگر اغلب فلاسفه به آن عمل مىكردند خوب بود ( خندهء استاد و ديگران ) . ( 2 ) . يونس / 39 . ( 3 ) . اسراء / 36 .