مرتضى مطهرى
533
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
به هر حال ، مطلب اين است كه اين امكان به معنى احتمال است و نه امكان در مقابل امتناع ؛ و بعلاوه بو على مىگويد : « كلّ ما قرع سمعك من الغرائب فذره فى بقعة الامكان مالم يذدك عنه قائم البرهان » يعنى مادامى كه برهان ندارى آن را در بقعهء امكان بگذار . ما در اينجا برهان داريم . وقتى كه برهان هست ديگر با وجود برهان چكار مىشود كرد « 1 » ؟ بعضىها هم در جواب بوعلى گفتهاند : آقا ! آنقدر در بقعهء امكان ريختيم كه ديگر پر شده است ، جا ندارد ( خندهء استاد و ديگران ) ؛ ديگر در بقعهء امكان جايى براى اين « ذره » باقى نمانده است « 2 » !
--> ( 1 ) - تازه گفتهاند « غرائب » ، نگفتهاند « ممتنعات » . استاد : نه ، آن « غرائب » را كه مىگويد مىخواهد حالت ذهنى را بگويد ؛ مىخواهد بگويد آنچه كه به نظرت عجيب مىآيد . - بله ، نگفتهاند « ممتنعات » ؛ نگفتهاند : « كلّ ما قرع سمعك من الممتنعات » . استاد : بله ، مقصودش اين است كه به نظر عجيب آمدن و مستبعد شمردن نبايد ملاك انكار قرار بگيرد . خيلى چيزها در عالم مستبعد هست و وجود دارد . اگر دليل پيدا كردى انكار كن ، اما اگر دليل پيدا نكردى به صرف اينكه به ذهنت عجيب و غريب مىآيد ردش نكن . - يك تقسيماتى هم جديدىها مىكنند كه امكان را به امكان عقلى و امكان تجربى و امكان عملى تقسيم مىكنند . استاد : به هر حال اين تقسيمات مورد بحث ما نيست . تفاوت امكان عقلى و امكان احتمالى در فلسفهء كانت هم آمده است . در اصطلاحات كانت هم اين امكان به معنى احتمال آمده است كه همان امكان ذهنى مىشود و به قول شما همان حالت سوبژكتيو قضيه مىشود . ( 2 ) - سعدى هم دارد ؛ مىگويد : و ما ابرّء نفسى و ما ازكّيها * كه هر چه نقل كنند از بشر در امكان است ( خندهء استاد و ديگران ) مىگويد : جماعتى كه ندارند حظّ روحانى * تفاوتى كه ميان دواب و انسان است گمان برند كه در باب حسن سعدى را * نظر به سيب زنخدان و نار پستان است و ما ابرّء نفسى و ما ازكّيها * كه هر چه نقل كنند از بشر در امكان است