مرتضى مطهرى

516

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

يك هويت و معذلك اعاده شده است . وقتى هم كه اعاده نشده بود همين بود . بنابراين يك چيزى بايد باشد كه ملاك اعاده باشد ، يك چيزى بايد باشد كه ملاك تفاوت اعاده با ابتدا باشد ؛ بايد ميان ابتدا و اعاده يك فرقى وجود داشته باشد . آيا ابتدا و اعاده دو چيز است يا يك چيز ؟ ابتدا غير از اعاده است يا ابتدا عين اعاده است ؟ اگر ابتدا عين اعاده است پس اعاده‌اى نيست . پس به طور مسلّم اين حرف را نمىتوانند بزنند . و اگر بگويند : نه ، دو ايجاد است و يك وجود . اين هم يك مغالطه‌اى است كه ذهن مىكند و خيال مىكند ايجاد غير از وجود است نه ، ايجاد عين وجود است ( به همان بيانى كه در درس پيش در باب ايجاد و وجود عرض كرديم و ديگر تكرار نمىكنيم ) ايجاد يعنى اعطاء وجود . اين يك مغالطه‌اى است كه ذهن مىكند كه ميان اعطاء وجود و مثلا اعطاء اين كتاب فرق نمىگذارد . در ميان افعالى كه انسان در ماده انجام مىدهد يعنى آنجا كه فعل انسان به يك موضوع مادى اضافه پيدا مىكند مثل اينكه من اين كتاب را به شما مىدهم ، قبل از عمل اعطاء من كتابى وجود دارد و فعل من اين است كه كتاب موجود را مىدهم به شما . انسان اگر حساب نكرده باشد خيال مىكند كه وجود هم مثل اين كتاب است كه در يك جايى و در يك مخزنى هست ، موجد مىآيد آن وجود را از آن مخزن برمىدارد و مىدهد به اين . اگر وجود قبلا باشد پس شىء موجود است ، پس چه چيزى را مىخواهد به او بدهد ؟ اگر شىء قبل از ايجاد وجود دارد پس آن شىء وجود دارد ، پس ديگر موجد مىخواهد چه كارى انجام بدهد ؟ پس ايجاد كه اعطاء وجود است با اعطاء غير وجود متفاوت است . ايجاد عين وجود است . محال است كه ايجاد متعدد باشد و وجود واحد باشد . اگر وجود واحد است ايجاد هم واحد است و اگر وجود متكثر است ايجاد هم متكثر است . ايندو از يكديگر تفكيك‌پذير نيستند . وقتى كه ما دانستيم كه هويت به وجود است نه به ماهيت ، و دانستيم كه وجود و ايجاد هم كثرتشان اعتبارى است و وحدت حقيقى دارند ، بنابراين اگر فرض كنيم ايجاد يكى است ، يعنى يك ايجاد است و يك وجود ، پس خلف لازم مىآيد ، يعنى اعاده‌اى نشده است ، يعنى اين را كه فرض كرده‌ايم اعاده است همان خود ابتداست و چيز ديگرى در كار نيست . و اگر ايجاد را دو تا بدانيم يعنى بگوييم دو ايجاد است و