مرتضى مطهرى

517

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

يك وجود [ از آنجا كه دو ايجاد متعلق به دو وجود است ] پس معاد غير از مبتدأ است و حال آنكه بايد معاد عين مبتدأ باشد تا اعادهء معدوم شده باشد . بيان ديگرى مبتنى بر نظر عرفا در باب امتناع اعادهء معدوم اين مسأله را حكما به شكل ديگرى نيز بيان كرده‌اند كه حاجى آن را در اينجا ذكر نكرده است ولى خود مرحوم آخوند در ابتداى بحث « 1 » ذكر كرده است . آن بيان مبتنى بر آن نوع نظر خاصى است كه عرفا در باب وجود و هستى دارند كه بعدها خود فلسفهء ملاصدرا هم بر همين اساس بنيان فلسفى پيدا كرده است و در كلمات قدما اين مطلب نبوده است و آن مسألهء مقوّم بودن مراتب هستى است براى هستى . « 2 » يعنى چه ؟ يعنى هستى مراتب دارد ، انواع مراتب ، از مراتب طولى گرفته تا آنچه كه به تعبير حكماى ما « مراتب عرضى » ناميده مىشود ، يعنى مراتب زمانى و مكانى . وجود مثل اين است كه مراتبش گسترده است ، همه جا را گرفته است ؛ همهء زمانها را گرفته و همهء مكانها را گرفته ؛ همهء مراتب ما فوق زمان و مكان را هم گرفته است . براى مثال ، اول به مراتب ساده‌اش اشاره مىكنيم ؛ مىگوييم اين وجود در فلان زمان است ، وجود ديگر در زمان بعد قرار گرفته است ؛ پس آن وجود در آن مرتبهء زمانى است و اين وجود در اين مرتبهء زمانى است . و يا مثلا در باب علت و معلول ، الف در مرتبهء علت قرار گرفته است ، ب در مرتبهء معلول و ج در مرتبهء معلول ب . آيا اين مراتب يك سلسله امور زائد بر ذات و حقيقت اشياءاند ؟ يعنى اشياء حقيقتى دارند جدا از مراتبشان و اشيائى كه حقيقتى جدا از مراتبشان دارند در اين مراتب هم قرار گرفته‌اند ؟ يعنى الف كه در مرتبهء علت است براى ب ، و ب كه در مرتبهء معلول است از براى الف ، آيا الف قطع نظر از مرتبهء عليتش الف است ، ب هم قطع نظر از مرتبهء معلوليتش ب است ، منتها الف در اين مرتبه قرار گرفته است و ب در آن مرتبه ، كه الف به حسب ذات خودش مانعى ندارد .

--> ( 1 ) [ مقصود ابتداى بحث « امتناع اعادهء معدوم » از كتاب اسفار است كه در آنجا مرحوم آخوند ابتدا بيان عرفا را ذكر مىكند و سپس به تقريراتى كه فلاسفهء پيشين مثل بوعلى و امثال وى كرده‌اند مىپردازد ( رجوع شود به فصل « امتناع اعادهء معدوم » اسفار ، جلد اول از چاپ جديد ) . ] ( 2 ) ما در كتاب عدل الهى از اين مسأله خيلى استفاده كرده‌ايم .