مرتضى مطهرى
498
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
--> مىدهد ؟ يعنى از اين جهت ما نمىتوانيم به آن تعريف تمسك كنيم كه چون در تعريف عليت گفتهاند علت دهندهء وجود معلول است پس عليت در بين اعدام ديگر مصداق ندارد و قابل اعتبار نيست ، زيرا آن تعريف اصلا مبتنى بر اين است كه جعل به وجود تعلق مىگيرد و الّا در خود وجودات هم بنابر قول اشراقيين نبايد آن حرف را بزنيم ، بايد بگوييم علت آنى است كه ذات معلول را مىدهد ولى در مرتبهء بعد وجود از او انتزاع مىشود ؛ و اگر كسى در باب اعدام اين حرف را بگويد ، مىگويد عدم علت معطى عدم معلول است ؛ چرا بگويد علت معطى وجود است ؟ - ولى به هر حال متن - يعنى متن شرح منظومه - مىخواهد بگويد كه اين علت اصالت ندارد . استاد : اصالت ندارد بله ؛ ما هم مىخواهيم بگوييم اصالت ندارد ، ولى آنچه را كه اصالت ندارد و ذهن آن را اعتبار مىكند به اين شكل اعتبار مىكند . - در مقام تمثيل مىشود گفت مثل اين است كه يك سنگى در زمين فرو رفته باشد ؛ اين سنگ را كه ما در بياوريم جايش هم شكل همان سنگ را دارد . استاد : اين تقريبا براى تفهيم بد نيست . - اينكه گفتهاند روش توافق بازگشتش به روش اختلاف است كه ما وقتى به علت بودن يك حادثه يقين مىكنيم كه اين را گاهى ببينيم و گاهى نبينيم ، مبتنى بر همين اعتبار عليت در ميان اعدام است . مثلا مواردى هست كه از بعضى چيزها صوت برمىخيزد و فرضيهء ما اين است كه ارتعاش هوا علت صوت است ؛ چه وقت اين را يقين مىكنيم ؟ وقتى كه مواردى باشد كه نه صوت باشد نه ارتعاش هوا تا بين ايندو مقايسه كنيم و بگوييم : چون اينجا نيست ، آنجا كه هست پس اين علت آن است . استاد : بله ، آن به اصطلاح مقام كشف قضيه است كه از آنجا ما رابطهء عليت را بفهميم ، كه تا آن توافق و اختلاف نباشد ما نمىتوانيم اين رابطه را كشف كنيم . - يعنى بحث متد است . استاد : بله ، بحث متد است .