مرتضى مطهرى

491

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

قهرا يكى مىشود ؛ يعنى وجود مراتبى دارد ، چه مراتب طولى چه مراتب عرضى ، و هر مرتبه‌اى در عين اينكه از آن حيث كه وجود است با همهء مراتب ديگر جهت وحدت و شباهت دارد ، در عين حال همان مرتبه از آن حيث كه آن مرتبه است جهت كثرت و جهت تمايز وجودات است . به هر حال در وجودات ، تمايز و تكثر مثل خود وحدت به خود حقيقت وجود برمىگردد ، يعنى امرى است وراى ذهن ما . حالا در اعدام چه مىگوييم ؟ ما همانطور كه در مورد وجودات در عالم خودمان يك سلسله تصورات داريم در مورد اعدام نيز در عالم ذهن خودمان يك سلسله تصورات داريم به اين معنا كه به ازاى هر وجودى يك عدمى هم تصور مىكنيم . مىگوييم « وجود زيد » ، در مقابلش « عدم زيد » را تصور مىكنيم ؛ مىگوييم « وجود عمرو » ، در مقابلش « عدم عمرو » را تصور مىكنيم . از نظر عالم ذهن ما قابل اعتبار است كه به عدد وجودات عدم هم اعتبار بشود و اعتبار مىشود . آيا در واقع و نفس الامر همانطور كه قطع نظر از ذهن ما يك نظامى در ميان وجودات هست يك نظامى هم در اعدام هست ؟ و آيا همان گونه كه وجودى به ذات خودش متمايز است عدمى از عدمى به ذات خودش متمايز است ؟ مثلا عدم زيد از عدم عمرو به ذات خود متمايز است ؟ يا نه ، اعدام به همان دليلى كه نفس الامريت واقعى ندارند و حكم ذهن در باب عدم اين است كه عدم ، واقعيت نيست و لا واقعيت است ، تمايزى هم از يكديگر ندارند ؟ پاسخ اين است كه اعدام از آن جهت كه عدم هستند تمايزى ميانشان نيست ؛ نه اينكه واقعياتى هستند غير متمايز ، بلكه تمايزى نيست زيرا « نيست محض » اند . عدم ، « نه واقعيت » است ، نفس لا واقعيت است . اكنون اين سؤال مطرح مىشود كه : پس اين تمايزهايى كه ما الان درك مىكنيم و مىگوييم « عدم زيد » ، « عدم عمرو » و امثال اينها ، اين تمايزها از كجا است ؟ معلوم است كه اينها از ذهن پيدا مىشود . اگر ميان اينها تمايز هست به اعتبار وجود ذهنى است ؛ يعنى عدم از آن نظر كه وجود است ( چون عدم در ذهن يك وجود ذهنى است ؛ هر عدمى در ذهن ما به حمل اولى عدم است ولى به حمل شايع ، خودش موجودى از موجودات است ) از عدم ديگر متمايز است ؛ چون در ذهن ما شيئى تصور مىشود به نام « زيد » و زيد وجود ذهنى پيدا مىكند ، شىء ديگرى تصور مىشود به نام « عمرو » و عمرو هم وجود ذهنى پيدا