مرتضى مطهرى
480
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مىگوييد « وجود » آمدهايد موشكافى و دقت نظر به خرج دادهايد ؛ وجود يعنى « و نه ماهيت » ؛ آنجا كه مىگوييد « موجود » معنا را وسيع در نظر گرفتهايد ، چون وجود و ماهيت دو متحد هستند و با يكديگر اتحاد دارند معنا را وسيع گرفتهايد . آنجا كه معنا را وسيع گرفتهايد هم شامل خود وجود مىشود و هم شامل ماهيت ، شامل هر دو مىشود ؛ يعنى اگر به ماهيت بگوييد « موجود » درست گفتهايد ، به خود وجود هم بگوييد « موجود » درست گفتهايد ، كما اينكه در مورد « ابيض » اگر به خود بياض بگوييد « ابيض » درست گفتهايد ، به جسم هم بگوييد « ابيض » درست گفتهايد ، چون معنا را به يك شكل وسيع و گسترده گرفتهايد نه به يك شكل محدود . از اين جهت است كه شيخ گفته است - و اول بار هم اين حرف را شيخ گفته است - كه آن وقتى كه مفهوم يا موضوع را به شرط لا اعتبار مىكنيد به آن اعتبار هيچ چيزى نمىتواند با او متحد باشد و قابل حمل هم نيست ، يعنى قابليت حملش را از دست مىدهد ، چون در آن اعتبار حساب خودش را جدا كرده است ؛ لهذا اگر بگوييد جسم بياض است غلط است . اما به آن اعتبارى كه شما بياض را به صورت ابيض اعتبار مىكنيد يعنى به صورت وسيع و گسترده در نظر مىگيريد كه چه در حالى كه تنها باشد و چه در حالى كه متحد با ديگرى است ، چون آن ديگرى را هم شامل است و ديگرى را هم زير بال خودش گرفته است ( چون هر دو يك چيز هستند ) و در هر حال اين مفهوم بر آن صدق مىكند ، آن وقت قابليت حمل دارد و اين مفهوم را ، هم بر خودش و هم بر آن متحدش مىتوان حمل كرد . پس ، از اين جهت است كه مشتق [ مانند « ابيض » ] قابل حمل بر ذات است چون مفهوم لا به شرط گرفته شده است و مفهوم به شكلى گسترده در نظر گرفته شده است كه مىتواند متحد با ذات باشد . اما « بياض » اگر بگوييد ، مفهوم به شرط لا گرفته شده و ابا دارد از حمل بر ذات . لذا مىگويند بنابراين شما از اول در معنى مشتق اشتباه كردهايد كه خيال كردهايد در مفهوم مشتق « ذات ثبت له المبدأ » گرفته شده است كه « داراى مبدأ بودن » هميشه بر آن ذات حمل مىشود كه يعنى ديگر بر خود مبدأ نبايد حمل بشود ، در صورتى كه ما مىگوييم مشتق با آن مفهوم گستردهاى كه دارد هم بر خود مبدأ حمل مىشود و هم بر ذاتى كه با آن مبدأ متحد است به اعتبار اتحادى كه با او دارد . پس « وجود » را مىگوييم موجود است ، « ماهيت » را هم مىگوييم موجود است ؛ بلكه « وجود » موجود بالذات است و « ماهيت » موجود بالعرض . ماهيت به اعتبار