مرتضى مطهرى

443

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

ندارند . پس اين يك نوع تمايز است . 2 . تمايز به بعض ذات : يك نوع ديگر تمايز اين است كه دو چيز در جزئى از ذات با يكديگر متمايزند ولى در جزء ديگر از ذات با يكديگر مشتركند . مثلا اگر از ما بپرسند فرق بين خط و سطح چيست ، اين سؤال درست است و ما جواب داريم ، مىگوييم خط و سطح هر دو كميت‌اند ولى اين ، كميت يك بعدى است و آن ، كميت دو بعدى ؛ يعنى در جزء ذات كه كميت است با همديگر مشتركند ولى در جزء ديگر با هم اختلاف دارند ، آن كميت يك بعدى است و اين كميت دو بعدى . و يا مثلا مىگويند انسان با اسب چه تفاوتى دارد ؟ مىگوييم اينها هر دو حيوانند ولى اين ، يك حيوان اينچنينى است و آن يك حيوان آنچنانى . پس يك نوع ديگر تمايز ، تمايز به بعض ذات است . 3 . تمايز به عوارض : نوع ديگر تمايز ، تمايز به عوارض است ؛ يعنى اشتراك در تمام ذات است و اختلاف در ضمائم . از نظر ماهيت و ذات يكى هستند ، از نظر عوارض و ضمائم با يكديگر اختلاف دارند كه اگر اين ضمائم نبود كثرت در اين طبيعت نبود . مثلا اگر ما نوع انسان را در نظر بگيريم و فرض كنيم انسانى در عالم نيست و ما الآن قدرت فوق العاده‌اى داريم كه اين قدرت مىخواهد انسان خلق بكند . بسيار خوب ، انسان قابل خلق شدن است ، ولى آيا اين قابل تكرر هم هست ، به اين معنى كه انسان خلق بشود و باز هم انسان خلق بشود بدون اينكه اين انسان با انسان اول هيچ اختلافى داشته باشد ؟ « صرف شىء » كه قابل تكرار نيست . اين است حرف شيخ اشراق كه مىگويد : « صرف الشىء لا يتكرّر » يعنى هر چيزى اگر بخواهد به صرافت خودش باشد و هيچ ضميمه‌اى به هيچ نحو به او ملحق نشود قابل تكرار و تكثر نيست . انسان مىتواند مكرر بشود به اين معنا كه انسان خلق بشود با يك خصوصيت ، باز انسان خلق بشود با خصوصيت ديگرى ، و باز انسان خلق بشود با خصوصيت ديگرى ؛ يعنى انسانى خلق بشود از اين ماده ، انسانى خلق بشود از آن ماده ؛ انسانى خلق بشود در اين مكان ، انسانى خلق بشود در آن مكان ؛ انسانى خلق بشود در اين زمان ، انسانى خلق بشود در آن زمان ؛ انسانى با اين سلسله اضافات و انسانى با آن سلسله اضافات . اگر اين جور باشد غير متناهى انسان هم ممكن است خلق بشود . انسان ممكن است انسان سفيد باشد ، انسان سياه باشد ، انسان قد بلند