مرتضى مطهرى

442

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

اصلا تكثّر مساوى است با تميّز و تمايز « 1 » . انحاء تمايز يا تكثر تمايزهايى كه منشأ تكثر مىشود يا عين تكثر است ، به يكى از انحاء زير است : 1 . تمايز به تمام ذات : در تمايز به تمام ذات اساسا دو چيز هيچ وجه مشتركى ندارند ، متباين به تمام ذاتند . قهرا در اينجا ديگر وجه مشتركى وجود ندارد ، تمامش تمايز است ، تمامش جدايى است . اگر ما دو چيز فرض كنيم كه ميان آنها هيچ وجه مشتركى وجود نداشته باشد ، پس اينها به تمام ذات با يكديگر متباين‌اند . مثلا به عقيدهء قدما كه قائل به تباين مقولات بودند مقولهء كم و مقولهء كيف هيچ وجه مشترك با يكديگر ندارند ، يا مقولهء كم و مقولهء جوهر هيچ وجه مشترك با يكديگر ندارند . اگر كسى از ما بپرسد كه تفاوت ميان خط و انسان چيست ، شما چه جواب مىدهيد ؟ مىگوييد كه وجه مشتركشان را تو بگو چيست تا من بگويم تفاوتشان چيست . آيا اصلا وجه مشترك دارند كه تو دنبال تفاوت مىروى ؟ اينها به تمام ذات غير از يكديگرند . هميشه وقتى از تمايز و تفاوت دو چيز سؤال مىشود كه در يك امر با همديگر مشترك باشند . اگر دو چيز به تمام ذات متغاير باشند هيچ وجه مشتركى

--> ( 1 ) . - اين مسأله تقريبا بديهى هم هست . استاد : بله ، بديهى است . - در امور انتزاعى عقلى هم همين جور است ؟ استاد : در آنجا هم همين جور است . - يعنى مثلا آيا در رياضيات نمىتوانيم بگوييم هزار تا « 2 » عين هم ؟ استاد : نه ، هزار تا « 2 » « مثل هم » است نه عين هم . همان كه شما مىگوييد « عين هم » اين جور جاها يعنى « مثل هم » . هميشه ما « مثل هم » را با « عين هم » يكى مىگيريم . - نه ، عين هم‌اند . استاد : آن وقت هزار تا تصور نكرده‌ايد ، بلكه همان يك چيز را هزار بار تصور كرده‌ايد . ممكن است شما يك چيز را هزار بار تصور كنيد ، كه باز از نظر وجود ذهنىاش هر وجودش غير از وجود ديگرى است ، چون هر تصور غير از تصور ديگرى است ، ولى امكان ندارد ذهن شما بتواند يك شىء را دو شىء ببيند بدون اينكه ذهن هيچ تمايزى ميان آنها قائل باشد . لا اقل فرق آنها در اين است كه اين را بار اول لحاظ كرده است و آن را بار دوم