مرتضى مطهرى

441

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

تكثر مساوى است با تمايز اكنون بايد ببينيم كه منشأ تكثر چيست . مىگويند تكثر مساوى است با تمايز و تمايز مساوى است با تكثر . اگر ميز در كار نباشد اصلا دو بودن و تعدد معنى دارد ؟ يعنى آيا ما مىتوانيم و آيا قابل فرض است كه متعدد يعنى دو چيز داشته باشيم ولى اين دو چيز در همهء جهات وحدت داشته باشند و هيچ وجه تمايزى ميانشان نباشد ؟ ( البته تمايزى كه در واقع و نفس الامر است ، نه اينكه بگوييم ما نمىتوانيم اينها را از هم جدا كنيم . ما گاهى دو تا دو قلوهم اگر پهلوى هم قرار بگيرند و بعد از ما دور بشوند نمىفهميم كه اين كداميك بود ؟ حسن بود يا حسين ؟ ) محال است دو چيز در واقع و نفس الامر دو تا باشند و در عين اينكه دو تا هستند همه چيزشان در واقع يكى باشد . دو بودن مساوى است با اينكه اگر هم در هزار چيز با هم يكى هستند بالاخره اين يكى در واقع يك چيز دارد كه آن ديگرى ندارد يا آن يك چيزى دارد كه اين ندارد . اگر غير از اين باشد محال است . شما ممكن است دو شىء [ متشابه ] را كه صد در صد مانند يكديگر هستند در نظر بگيريد و بگوييد الآن اين دو چيز هيچ فرقى با همديگر ندارند ، فرقشان در كجاست ؟ فرقشان اين است كه آن يكى در آنجا قرار گرفته است و اين يكى در اينجا . الآن اين دو تا كه اينجا هستند وضعشان با يكديگر فرق دارد ؛ يعنى اين با يك اشارهء حسيه يك نسبت وضعى با آن دارد ، و آن ، نسبت وضعى ديگر ؛ آن يك مكان خاصى را اشغال كرده است و اجزاء خاصى از هوا بر او احاطه پيدا كرده است و اين يكى اجزاء خاص ديگرى از هوا بر او احاطه پيدا كرده است . و يا ممكن است اينها در دو زمان قرار گرفته باشند ، و يا اين از فلان معدن گرفته شده است و آن از معدن ديگر ؛ هزارها تمايز ميان اينها هست . اگر دو شىء هيچ فرقى با هم نداشته باشند ، هر دو را از نظر زمان يكى بگيريم ( همزمان ) ، هر دو را از نظر وضع يكى بگيريم ، و . . . اينها ديگر دو شىء نيستند . اگر اين دو سنگ يا دو گلوله‌اى كه ما در اينجا داريم همه چيزشان ، تمام اضافاتشان ، تمام نسبشان ، تمام ارتباطاتشان ، تمام ماده‌شان ، تمام صورتشان همه يكى باشد اينها دو تا نيستند ؛ خيال كرده‌ايد « دو تا » هستند ، فرض كرده‌ايد دو تا هستند ، واقعا دو تا نيستند .