مرتضى مطهرى

440

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

اما در نوع ديگر كثرت كه كثرت طولى است چنين نيست . در آنجا كثرت به علت طولى بودن و در دو مرتبهء مختلف قرار داشتن و به علت رابطهء علّى و معلولى داشتن - كه ريشهء همهء اين گونه كثرتها رابطهء علّى و معلولى است - پيدا مىشود . اين كثرت به اعتبار اين است كه علت به حسب ذات خودش تقدم دارد بر معلول و معلول نمىتواند مرتبهء وجودىاش عين مرتبهء علت باشد ( زيرا اينكه وجود معلول وجود اين معلول باشد با اين مرتبهء وجود و خصوصيت اين مرتبه هر دو يك چيز است ) . قهرا علت در مرتبه‌اى قرار گرفته است و معلول در مرتبهء متأخر از او . پس اختلاف علت و معلول در چيست ؟ اختلاف در اين است كه او متقدم است و اين متأخر ، او در مرتبهء قبل است و اين در مرتبهء بعد ، او اشدّ است و اين اضعف . اين هم كثرت ديگرى است كه وجود پيدا مىكند . حاجى در اينجا ابا كرده است كه كثرت دومى را كثرت بنامد ؛ نگفته است : « فى أنّ تكثّر الوجود بالماهيّات و بالتشكيك » با اينكه همين را مىخواهد بگويد . به قول خودش در حاشيه ، چون يكى از اين دو كثرت ، كثرت روحانى و ديگرى كثرت ظلمانى است - كه كثرت تشكيكى را چون ما به الاختلاف ، همه به وجود برمىگردد كثرت نورانى ناميده است و كثرت به تبع ماهيات را چون مايهء اختلاف ماهيات است كثرت ظلمانى نام گذارده است - بنابراين هر دو را كثرت نناميده است ، گفته است « فى أنّ تكثّر الوجود بالماهيات و أنّه مقول بالتشكيك » « 1 » . نگفته است : « للوجود تكثّران : تكثّر بالماهيات و تكثّر بالطولية أو بالتشكيك » در صورتى كه مقصود همين است ، ولى اين مقصود را با اين تعبير بيان نكرده است . بعد حاجى مىگويد اگر چه ما به اين تعبير نگفته‌ايم ولى بالاخره از آن تعبيرى هم كه ما به كار برده‌ايم همين دو كثرت فهميده مىشود . از اين جهت است كه مطلب را از نو شروع كرده است و مىگويد : الميز امّا به تمام الذّات * او بعضها او جا بمنضمّات

--> ( 1 ) . - اين « واو » چه واوى است كه مىگويد : « و أنه مقول بالتشكيك » ؟ استاد : يعنى اينجا ما دو مطلب را مىخواهيم بگوييم .