مرتضى مطهرى

411

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

تقييد در مفهوم وجود متفاوت خواهد بود « 1 » ؛ و اما در عدم ، تقسيم فقط مربوط به مفهوم است ، زيرا عدم حقيقتى ندارد تا حقيقتش هم تقسيم بشود و لهذا حاجى مىگويد ما هم مطلب را اينطور تعبير كرده‌ايم كه « انّ الوجود » تا هم شامل مفهوم وجود بشود و هم شامل حقيقت وجود ، و نمىگوييم : « انّ مفهوم الوجود » ، ولى در مورد عدم مىگوييم : « مع مفهوم العدم » تا بدانيم در عدم تقسيم منحصرا مربوط به مفهوم است . انقسام وجود و عدم به مطلق و مقيد يا انقسام اطلاق و تقييد به وجود و عدم ؟ حاجى در اينجا تعبيرى دارد كه بايد آن را توضيح بدهيم . تعبيرش اين است كه وجود و عدم هر كدام از مطلق و مقيد را تقسيم مىكنند : انّ الوجود مع مفهوم العدم * كلّا من إطلاق و تقييد قسم اين يك تعبيرى است كه تا اندازه‌اى با مقصود متفاوت است ، زيرا مقصود اين است كه وجود بر دو قسم است : يا مطلق است يا مقيد ، و عدم هم بر دو قسم است : يا مطلق است يا مقيد ؛ اما تعبيرى كه حاجى كرده است اين است كه هر يك از وجود و عدم ، اطلاق و تقييد را تقسيم مىكنند ، يعنى در واقع مطلب به اين شكل در مىآيد كه مطلق بر دو قسم است : مطلق وجود و مطلق عدم ، مقيد هم بر دو قسم است : مقيد وجود و مقيد عدم . البته اين تعبير در نتيجه فرق نمىكند و ضرورت شعر اقتضا كرده است كه اينچنين تعبير بكند . بنابراين اشكالى ندارد و در اين گونه موارد هر دو تعبير درست است . مثلا ما مىگوييم علم بر دو قسم است : يا تصور است يا تصديق ؛ بعد مىگوييم تصور بر دو قسم است : يا بديهى است يا نظرى ، تصديق هم بر دو قسم است : يا بديهى است يا نظرى . اين را ما به طرز ديگر هم مىتوانيم بيان كنيم ، همان نتيجه به دست مىآيد . مىتوانيم بگوييم بديهى بر دو قسم است : يا بديهى تصورى است يا بديهى تصديقى ، نظرى بر دو قسم است : يا نظرى تصورى است يا نظرى تصديقى .

--> ( 1 ) . - اين همان حصص نيست كه قبلا حاجى مىگفت ؟ استاد : چرا ، حالا عرض مىكنم . اين تا يك مقدارى به همان حصص مربوط است .