مرتضى مطهرى
412
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
آن تعبيرى هم كه در تهذيب المنطق شده است كه گفتهاند : « و يقتسمان بالضرورة الضرورة و الاكتساب بالنظر » به همين شكل است و مثل تعبيرى است كه حاجى در اينجا كرده است . اين تعبير مىگويد تصور و تصديق ، بديهى و نظرى را تقسيم مىكنند در صورتى كه ما طبق معمول مىگوييم بديهى و نظرى تصور و تصديق را تقسيم مىكنند . به هر حال اين تعبير حاجى ، در نتيجه و در مقصود و منظور فرق نمىكند ولى حق اين بود كه حاجى خودش اين مطلب را در شرح مىگفت ، چون اين گونه مطالب را اغلب در شرح بيان مىكند . حال به توضيح اصل مطلب بپردازيم و ببينيم مقصود از وجود مطلق و وجود مقيد چيست . ما اول بحث خود را به مفهوم اختصاص مىدهيم ، بحث حقيقت وجود را بعد عرض مىكنيم . مفهوم وجود و عدم مطلق و مقيد در عالم تصور ممكن است مقصود از وجود مطلق و وجود مقيد اين باشد كه يك وقت هست ما مفهوم وجود را به طور مطلق در نظر مىگيريم ، يعنى اين وجود را به هيچ چيز نسبت نمىدهيم ، مفهوم وجود و هستى را در نظر مىگيريم بدون اينكه اين هستى را به يك متعلقى نسبت دهيم ، كه مىشود يك مفهوم خيلى عام ؛ و يك وقت هست كه اين هستى را به يك شيئى نسبت مىدهيم ، مانند اينكه مىگوييم هستى زمين يا هستى انسان . اگر هستى را بدون متعلق تصور كنيم « هستى مطلق » خواهد بود كه يك مفهوم مطلقى است از هستى ؛ و اگر هستى را به يك شيئى اضافه كنيم « هستى مقيد » خواهد بود و يا به تعبير ديگر هستى مضاف خواهد بود « 1 » .
--> ( 1 ) . - وجود مطلق مجموع وجودات مقيد است يا يك وجودى است غير از مجموع وجودات مقيد ؟ استاد : اين كه شما مىفرماييد ، در باب حقيقت وجود مىآيد . در مفهوم ، ديگر اين بحثها نمىآيد . ما فعلا دربارهء مفهوم بحث مىكنيم . اين مثل اين است كه شما در مورد مفهوم بياض اين سؤال را مطرح كنيد . ما يك وقت بياض را به طور مطلق يعنى بدون اينكه آن را به يك شىء خاص نسبت بدهيم تصور مىكنيم و يك وقت بياض را به يك شىء خاص نسبت مىدهيم ( مثل بياض عاج ) ، اين مىشود بياض مقيد . قهرا در باب مفهوم اين سؤال مطرح نمىشود كه آيا بياض مجموع اينهاست يا نه ؟ بياض چون يك مفهوم