مرتضى مطهرى
407
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مقام شيئيت ؟ اگر شيئيت بخواهد معقول اولى باشد بايد در اينجا دو مقام باشد . همانطور كه در مقام ذات جسم ، عرض يعنى بياض نيست و در مقام عرض هم ذات نيست قهرا در اينجا هم بايد بگوييم مقام ذات الف شيئيت نيست و مقام شيئيت ذات الف نيست . آن وقت الف در مقام ذات خودش اگر شىء نباشد بايد لا شىء باشد همانطور كه جسم هم در مقام خودش لا ابيض است . آيا مىتواند اين در مقام ذات لا شىء باشد ؟ نه ، شيئيت آنچنان مفهوم عامّى است كه اصلا نمىشود آن را از هيچ چيز سلب كرد ؛ هر چه را كه شما در نظر بگيريد باز « چيز » است . پس معلوم مىشود اين « چيز بودن » از همان ذاتش انتزاع شده است نه اينكه ذاتش مقامى دارد و شيئيتش مقامى . اين شيئيت اصلا هيچ مقامى نيست ؛ اين در همان مرتبهء ذاتش شىء است ، نه اينكه ذاتى دارد و شيئيتى و شيئيت در بيرون از ذات عارض او شده است ؛ اين در مرتبهء ذاتش شىء است . ممكن است بياييد يك حرف ديگر بزنيد و آن اينكه بگوييد اين در مقام ذاتش شىء نيست ، اين شيئيت بر او عارض شده است . بسيار خوب ؛ حالا ما مىپرسيم اين شيئيت كه عارض اين ذات شده است آيا شىء است يا شىء نيست ؟ اگر بگوييد اين هم شىء است ، داراى شيئيتى است ، مىگوييم ما نقل كلام به آن شيئيت مىكنيم ، در آن شيئيت هم كه عارض شيئيت شده است باز مقام شيئيت غير از مقام ذات مىشود ، باز سؤال از آن شيئيت مىكنيم كه شىء است يا لا شىء . باز مىگوييد شىء است . باز شيئيت ديگر بايد فرض كنيد . پس يك شىء بايد لايتناهى شيئيت داشته باشد ، آخرش هم به جايى نرسد « 1 » . پس شيئيت - چنان كه بعدها خواهيم گفت - از مقام وجود شىء انتزاع مىشود ؛ يعنى وجود مساوى با شيئيت است . « شيئيت » و « وجود » دو مفهومى هستند كه مصداق واحد دارند . نه اين است كه مقام ذاتى داريم و مقام وجود ذاتى داريم و اين مقام ذات و مقام وجود ذات عارى از شيئيت است ، آنگاه شيئيت مثل يك امر ديگرى آمده است بر او عارض شده است ؛ نه ، همين قدر كه پاى وجود به ميان آمد پاى شيئيت هم به ميان آمده است .
--> ( 1 ) . - شيئيت حداقل ثبوتى است كه يك چيز مىتواند داشته باشد . استاد : بله .