مرتضى مطهرى
408
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
حتى ما مىتوانيم بگوييم كه ماهيت هم شىء است . ماهيت ، هم شىء است و هم شىء نيست . ماهيت دو اعتبار دارد : يك اعتبارى كه در آن وجود برايش اعتبار نمىشود ؛ در اين اعتبار شيئيت هم برايش اعتبار نمىشود ، فقط مقام مفهوم ماهيت است . يك اعتبار ديگر آن است كه وجود برايش اعتبار مىشود . در اين اعتبار شيئيت هم برايش اعتبار مىشود « 1 » . مثال دوم : وحدت و كثرت مثال ديگر براى معقولات ثانيهء فلسفى كه ما آن را ذكر مىكنيم و حاجى ذكر نكرده است « وحدت » است . وحدت را شما نمىتوانيد بگوييد معقول ثانى منطقى است و اشياء در ذهن وحدت دارند ، در بيرون وحدت ندارند پس كثرت هم ندارند ، چون كثرت هم مثل وحدت است ، وحدت و كثرت هر دو يك جورند ؛ اينچنين نيست . قطع نظر از ذهن ما اين شىء يا واحد است يا كثير . قطع نظر از ذهن ما اين نه كلى است و نه جزئى ، اما قطع نظر از ذهن ما نمىتواند اين نه واحد باشد نه كثير . اين قطع نظر از ذهن ما واقعا يا واحد است يا كثير . هر واحدى قطع نظر از ذهن ما در متن ذات خودش واحد است . پس وحدت يك معقول ثانى منطقى نيست . ولى حال كه معقول ثانى منطقى نيست ، از نوع بياض و قيام و اين گونه اعراض هم نيست ؛ يعنى اگر الف واحد است اين طور نيست كه الف مقامى دارد و وحدت الف هم مقام ديگرى دارد ، اين وحدت در ظرف خارج بر الف اضافه شده است ؛ چون اگر اين وحدت بر الف اضافه شده باشد الف ذاتش چگونه است ؟ واحد است يا كثير ؟ نمىتواند در مقام ذاتش بىحكم باشد كه نه واحد باشد نه كثير ، بالاخره يا واحد است يا كثير . هر كدام باشد به واحد برمىگردد . كثير هم كه باشد باز به واحد برمىگردد . پس اينها مفاهيم عامه هستند . مفاهيم عامه را با اين مقياسها نمىشود حساب كرد ؛ مفاهيم عامه از حاقّ ذات اشياء انتزاع مىشوند . نمىشود براى اشياء يك مرتبهء ذاتى در نظر گرفت و يك مرتبهء واقعيتى در نظر گرفت كه در آن مرتبهء واقعيت اينها
--> ( 1 ) بحث دربارهء ماهيت و اين گونه اعتبارها در آينده خواهد آمد .