مرتضى مطهرى
371
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
منطقى و نه معقولات ثانيهء فلسفى در جواب هيچ « ما هو » اى واقع نمىشوند ؛ فقط همان معقولات اوليه كه مقولات ارسطويى باشد در جواب « ما هو » واقع مىشود . كانت اسم همهء اينها را « مقولات » گذاشته است و به دوازده مقوله قائل شده است . البته او در بين مقولات خودش يك چيزهايى را نيز وارد كرده است كه از نظر اينها جزء معقولات اوليه است نه ثانويه ، يعنى به آن معنا كه كانت مىگويد نيست . مثلا زمان و مكان را هم صددرصد ذهنى مىداند ، اما اينها ديگر زمان و مكان را آن طور ذهنى نمىدانند . پس اين مقدار اختلاف بين نظر حكماى اسلامى و نظر كانت هست « 1 » . كانت آمد معقولات ثانيهء اين آقايان را چه معقولات ثانيهء منطقى و چه معقولات ثانيهء فلسفى را امور صددرصد ذهنى دانست در صورتى كه حكماى ما معقولات ثانيهء منطقى را صددرصد ذهنى مىدانند ولى معقولات ثانيهء فلسفى را ذهنى نمىدانند . اين يك تفاوت . تفاوت ديگر اينكه به يك نوع بيگانگى مطلق ميان معقولات ثانيه - يا مقولات خودش - و اشياء خارجى قائل شد ؛ يعنى گفت اينها صددرصد ساختهء قبلى ذهن هستند ؛ يعنى اصلا قبل از اينكه اين محسوسات ( يا معقولات اوليه يا مقولات ارسطويى ) بيايند اينها وجود داشتهاند . اينها مىآيند در ظرف آنها ريخته مىشوند . اصلا اينها جزء ساختمان طبيعى و ذاتى ذهن است . اين هم يك فرق ديگر كه حكماى ما معقولات ثانيه را - چه فلسفى و چه منطقى - جزء ساختمان ذاتى ذهن نمىدانند ؛ چون به ساختمان ذاتى ذهن قائل نيستند ، زيرا اين حكما از عقل هيولانى و نفس هيولانى شروع مىكنند ، مىگويند در مرحلهء اول جز علم ذات به ذات اصلا چيزى نيست ؛ باقى ديگر هم بالقوه است ، تدريجا بالفعل مىشود . هيچ چيزى براى نفس ذاتى نيست . هيچ علم ذاتى و فطرى به آن معنا كه با خودش آورده باشد براى
--> ( 1 ) مگر كم و كيف جزء معقولات اوليه نيست ؟ استاد : كم و كيفى كه كانت مىگويد غير از كم و كيف ارسطويى است . او كم و كيف در قضيه را مىگويد ، يعنى كليت و جزئيت و ايجاب و سلب را مىگويد كه حكماى ما آن را جزء معقولات ثانيه مىدانند . او كم و كيف به اصطلاح منطق را مىگويد نه كم و كيف به اصطلاح فلسفه را . كم و كيف به اصطلاح منطق كليت و جزئيت و ايجاب و سلب است ولى كم و كيف به اصطلاح فلسفه چيز ديگر است .