مرتضى مطهرى

353

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

و نيز گفتيم آنهايى كه قائل به اتحاد عاقل و معقول‌اند به اتحادى بيش از اتحاد جوهر و عرض قائل هستند . آنهايى كه قائل به اتحاد جوهر و عرض‌اند در اين حد به اتحاد قائل هستند كه مىگويند عرض يك مرتبه‌اى از مراتب جوهر است ولى در مرتبهء ذات جوهر ، عرض صدق نمىكند و در مرتبهء ذات عرض ، جوهر صدق نمىكند ؛ يعنى اين دو مرتبه ، دو مرتبه هستند ولى هر مرتبه‌اى خودش خودش است بدون اينكه بر مرتبهء ديگر صدق كند ، فقط يك اتصال وجودى ميان اينها برقرار است . اما قائلين به اتحاد عاقل و معقول يك درجه پيشتر از اين رفته‌اند و مىخواهند بگويند : نه ، اتحاد عاقل و معقول بيش از اتحاد جوهر و عرض است . براهين اتحاد عاقل و معقول قبلا گفتيم كه حاجى براى اثبات اتحاد عاقل و معقول از راه اتحاد ماده با صورت وارد شده است به اين معنا كه اساسا همان نظريه ارسطويى معروف را براى اثبات اتحاد عاقل و معقول كافى دانسته است . آن نظريهء معروف ارسطويى - كه در مقابل نظر افلاطون است - اين است كه نفس در ابتدا « 1 » يك امر بالفعل نيست و هيچ فعليتى

--> استاد : نظر بوعلى اين است كه در اينجا اتحادى نيست . مىگويد در واقع انضمام است نه اتحاد . رابطهء علم و ادراك با نفس مثل رابطهء هر عرضى با موضوع خودش صرفا يك رابطهء حلولى و يك رابطهء قيامى است . همانطور كه هر عرضى قائم به موضوع خودش است ادراك هم قائم به نفس است ، منتها اين اعراضى كه ما در بيرون ذهن داريم اعراض جسمانى است ( مثل حرارت كه قائم به جسم است ) و ادراك عرضى است نفسانى و كيفيتى است نفسانى كه قائم به نفس است ؛ و الا جز نسبت قيامى و حلولى نسبت ديگرى با نفس ندارد . - اتحاد جوهر و عرض را قبول مىكند ؟ تا اين اندازه را قبول مىكند ؟ استاد : نه ، اتحاد جوهر و عرض اتحاد واقعى نيست . شخصى مثل بوعلى آن را اتحاد نمىداند . گرچه بعدها گفته‌اند كه نوعى وحدت ميان جوهر و عرض هست ولى بوعلى اين را قبول ندارد . اتفاقا اين مطالب را كه عرض كردم براى اين است كه همان اختلاف نظرها مشخص بشود . ( 1 ) مقصود در ابتداى طفوليت است ؟ استاد : مقصود همان ابتدائى است كه اساسا به وجود مىآيد كه البته حكماى اسلامى معتقدند كه در جنين خلق مىشود و بعد مراحل ديگر را يكى بعد از ديگرى طى مىكند .