مرتضى مطهرى
30
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
آنها را « مقولات غير حسى » مىنامد ؛ مثلا خود هستى و نيستى ، ضرورت و امكان و امتناع ، عليت و معلوليت ، قوّه و فعليت « 1 » ، كه اينها از امور عامهاند و تمام اينها را كانت و هگل ذكر كردهاند ؛ و همچنين حدوث و قدم ، و جوهر [ و ] عرض ( يعنى خود مقولات ) و وحدت و كثرت . خود هگل و كانت هم توجه دارند كه اينها با ساير مقولات فرق مىكند ؛ مثلا وحدت و كثرت را نمىشود از قبيل شكل در نظر گرفت . يك مادّه گاهى اين شكل را دارد و گاهى آن شكل را ، امّا وحدت و كثرت از چيزهايى است كه هيچ چيز نمىتواند از آنها بيرون باشد ، هر چيزى يا واحد است يا كثير ؛ تازه هر كثرتى هم به وحدت برمىگردد ، چون هر كثيرى مجموعى از واحدهاست و در نهايت امر برمىگردد به واحد . حكماى اسلامى به اين معانى به اين چشم نگاه مىكنند و امثال كانت و هگل به چشم ديگرى . ولى خوب است ، به هر حال هر دو در يك جايى به هم خواهند رسيد . در « امور عامّه » اينها بحث را از هستى و نيستى ( وجود و عدم ) شروع مىكنند . پس باب اوّل ما مىشود : « الفريدة الاولى فى الوجود و العدم » .
--> ( 1 ) . يعنى كانت كه دو معنا براى امكان ذكر مىكند يك معنايش تقريبا با قوه و فعل كه ما مىگوييم يكى است : بستگى دارد به اينكه قوه و فعل را به آن معناى ارسطويى در جريان هستى بپذيريم يا نپذيريم ، و اين خيلى مسألهء مهمى هم هست ، يعنى مسألهء قوه و فعل را به اين راحتى نمىشود حل كرد .