مرتضى مطهرى

266

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مىگويد اين مطلب اصلا تصور ندارد . حرفى است كه تقريبا امروز يك امر مسلّم است كه رنگ اصلا در خارج وجود ندارد ، رنگ را ذهن ما ساخته است ؛ صوت هم در خارج وجود ندارد ، صوت را هم ذهن ما ساخته است ؛ قهرا بو و طعم هم وجود ندارد ؛ هيچيك از اينها وجود ندارد « 1 » . اين حرفى است كه علم جديد مىگويد . تا قبل از پيدايش علم جديد ، اين فرضيه مطرح نبوده است . « 2 » بايد بگوييم در اينجا تضاد علم و فلسفه است . اكنون بايد ببينيم

--> ( 1 ) . - اينكه مىگوييم « وجود ندارد » منظور اين نيست كه واقعا در خارج وجود دارد يا وجود ندارد ، بلكه منظور اين است كه وقتى ما مىگوييم « صوت » يعنى آنچه كه به گوش ما مىخورد و وقتى كه مىگوييم « شم » يعنى آنچه كه به دماغ و بينى ما مىخورد و بنابراين اصلا شرط وجودش حاسهء ماست . استاد : اينكه شرط وجودش حاسهء ماست كه درست است ، ولى آيا همين طورى كه ما آن را درك مىكنيم در بيرون ذهن ما وجود دارد يا نه ؟ - خدا مىداند . استاد : بحث ما نيز همين است . ( 2 ) . البته اين فرضيه كه مثلا در شبها رنگ وجود ندارد ، در قديم بوده است ولى خيلى كم و به ندرت . در كلمات بوعلى هم به صورت نقل قول هست كه بعضىها گفته‌اند در شب هيچ چيز رنگ ندارد . - يعنى همه‌اش سياه است . استاد : اصلا رنگ ندارد نه اينكه همه‌اش سياه است . هيچ چيز رنگ ندارد و وقتى كه نور پيدا مىشود رنگ پيدا مىشود . منتها آنها نمىگفتند كه خود نور هم هيچ چيز نيست ، مىگفتند نور كه مىآيد اين رنگ را پخش مىكند روى اشياء ولى الآن اين رنگ در خارج ذهن ما وجود دارد . امروز مىگويند نه ، حتى نور هم رنگ ندارد . - تموّج است . استاد : بله ، مىگويند نور تموج است . - شبها اصلا رنگ همه چيز سياه است . استاد : آن كه اصلا رنگ نيست . - بالاخره سياهى هم يك رنگى است . - فرق دارند . استاد : بله . - بالاخره سياهى هم يكى از رنگهاست . - يكى از رنگهاست در عرف عامه ، نه به اين معنا . - حالا اين باز يك بحث فلسفى مىشود . استاد : خير ، در شبها ما نمىبينيم ، نه اينكه مىبينيم و سياهى مىبينيم . در شبها يعنى وقتى كه نور نيست انسان چيزى را نمىبيند نه اينكه همهء اشياء را سياه مىبيند . الآن كه مثلا ما اين شىء را سياه مىبينيم تصويرى از اين شىء در پرتو نور در ذهن ما پيدا مىشود كه